امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟

ایمان

داستان ایمان مومن سرگذشت شگفتی دارد، او بر اثر رابطه ای وجودی و حضوری با خدا، به حالتی شورمندانه، مشتاقانه و عاشقانه دست می یابد. این حالت بعدها می شود تمام هستی مومن، یعنی تمام آنچه که او حاضر است برای داشتنش و افزایشش، هرچه در کف دارد و ندارد را به ارزانی ببخشد اما آن را یعنی ایمان را و خدا را داشته باشد. او در زندگی مجاهد وار می جنگد و می کوشد تا از این سرمایه ی جان مراقبت کند و هر روز و هر لحظه بر غنای آن بیفزاید.

از این جهت او همیشه اضطراب دارد و می ترسد! می ترسد از اینکه ایمانش گم یا کم یا متوقف شود. برای همین همیشه از ایمان خود رصدبانی می کند، حتی سختر و افراطی تر از باغبان گلهای اطلسی.

ایمان، این حالت شورمندانه ی سراسر اضطراب، مومن را باز هم رها نمی کند او مومن را سوار کشتی نمی کند تا در آشوب و طوفان آبهای دریا در امن و امان باشد، بلکه  ایمان مومن را در دریاهای پر تلاطم به صورت شناگر رها می کند تا با تلاشی بسیار افزونتر از توان معمولی اش، نه برای نجات، بلکه برای تداوم ایمان و افزایش آن تلاش کند. مومن شناگر است نه کشتی سوار. او اهل آرام گرفتن نیست چون آرام گرفتن و قناعت به ایمان فعلی، یعنی شنا نکردن در وسط دریا و سپس غرق شدن و تمام یافتن!.

بنابراین نباید هیچگاه فکر کنیم ایمان قرار است به ما آرامش ببخشد بلکه ایمان قرار است آتشی باشد در جان ما، تا بسوزاند ما و همه چیزمان را جز آنکه از برای خداست. مثال این ایمان آتشین، در خطبه ی متقین امام اهل ایمان آمده است، آنگاه که همزمان با پایان خطبه، عمر همام نیز با آتش ایمان به پایان  می رسد بیایید بخشهایی از این خطبه را مرور کنیم تا کمی در شورانگیزی ایمان تامل کنیم:

عَظُمَ الْخالِقُ فِی أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فِی أعْیُنِهِم.

تنها آفریدگار در نظرشان بزرگ است و جز او هر چه هست در دیدگانشان خرد مى نماید.

قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ، وَ أجْسادُهُمْ نَحِیفَةٌ، وَ حاجاتُهُمْ خَفِیفَةٌ، وَ أنْفُسُهُمْ عَفِیفَةٌ.

دلهایشان اندوهگین است و مردم از آسیب شان در امان اند و بدنهاشان لاغر است و نیازهاشان اندك است و جانشان به زیور عفت آراسته است.

وَیَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خالَطَهُمْ أمْرٌ عَظِیمٌ، لا یَرْضَوْنَ مِنْ أعْمالِهِمُ الْقَلِیلَ،وَلا یَسْتَكْثِرُونَ الْكَثِیرَ

و مردم به اشتباه گویند بى شك در عقلشان خللى است، آرى، كارى بزرگ آنها را به خود مشغول داشته از اعمال خویش چون اندك باشد، ناخشنودند و چون بسیار باشد در نظرشان اندك نماید

بِیتُ حَذِراً، وَ یُصْبِحُ فَرِحاً: حَذِراً لَمَّا حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ، وَ فَرِحاً بِما أصابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ

شب را در عین هراس مى گذراند و شادمانه دیده به دیدار صبح مى گشاید، هراسش از غفلتى است كه مبادا گریبانگیرش شود و شادمانیش از فضل و رحمتى است كه نصیبش گشته است.





طبقه بندی:  تجربه دینی،   نقش ایمان، 
برچسب ها: ایمان، ایمان با اضطراب، ایمان و خانمان سوزی، ایمان و اتش در جان، ایمان و مومن، خطبه متقین، شورمندی ایمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392 | توسط : شهید خرد | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic