امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟

خدا

از برتراند راسل (از مشهورترین فلاسفه ی ملحد معاصر) پرسیدند: اگر بعد از مرگت دیدی خدایی وجود دارد و از تو می پرسد چرا به من ایمان نیاوردی چه جوابی خواهی داد؟ راسل گفت: پاسخ می دهم فقدان شواهد کافی خدایا، فقدان شواهد کافی.
این جواب راسل به این معناست که در دنیای درون و بیرون ما هیچ دلیل و نشانه ای از خدا وجود ندارد! خدا دیده نمی شود پس وجود ندارد! تاثیرات خدا دیده نمی شود پس خدا وجود ندارد، برهانی قطعی و بی چون و چرا در مورد خدا وجود ندارد پس خدا نیست! اصلا چرا باید خدا باشد! به نظر باید سخن راسل را تصدیق کنیم و قبول کنیم وقتی دلیل و نشانه ای از وجود خدا نیست نباید به آن هم معتقد شد!

اما سوال اینجاست آیا واقعا وجود خدا بی دلیل، بی نشانه و بی قرینه است؟ ممکن است پاسخ این چنین سوالی در نگاه فیلسوفی چون راسل که با حساسیت تمام به دنبال قطعیت است، منفی باشد، به همین دلیل است که وی نه وجود خدا را مسلم می گیرد و نه نبودنش را، و نهایتا می گوید: من نه دلیلی بر وجود خدا دارم و نه دلیلی بر عدم وجودش. یعنی نه می گوید خدا هست و نه می گوید خدا نیست.
فارغ از راسل و فلسفه ی وی، پاسخ متدین و مومن به خدا به این سوال، پاسخی کاملا متفاوت با راسل است، او اساسا و به طرز مبنایی با اندیشه ی راسل مخالف است چرا که او همه ی هستی را نشانه ی خدا می داند، در نگاه او خدا منشا آفرینش و هستی است، در نگاه مومن وجود عالم به منزله معلولی است برای خدای خیرخواهی که از علم و قدرت مطلق بهره مند است به همین دلیل وجود این عالم فقط با وجود خدا توجیه می شود. 
گذشته از این، او حتی به عنصری در دورن خود اعتقاد دارد به نام فطرت، که همواره او را به سمت خداطلبی و خداخواهی و طبیعتا تصدیق وجود خدا پیش می برد. به همین دلیل او هم در دنیای بیرون و هم در دنیای درون خدا و نشانه های وجود او را به وضوح تجربه می کند، به طوری که در لحظه لحظه ی زندگی و توام با انواع اتفاقات زندگی اش خدا را می یابد، هرگاه رفاه و نعمتی به او می رسد در دل خود می گوید این نعمت از خداست و سپس از خدایش نیز تشکر می کند. و هرگاه بلایی و ناراحتی وی را در برمی گیرد، با خود می اندیشد و به این نتیجه می رسد که یا خطایی کرده که مستوجب این عقاب از جانب خدا شده فلذا زبان به استغفار و دلجویی از خدا می گشاید، و یا فکر می کند عنایتی است از خدا تا به وجود وی با تزریق سختی تعالی ببخشد. و این است اندیشه ی دینی-ایمانی خداباور مومن، که معنای زندگی خود را، مرهون خدا می داند.
با این وضعیت برای یک مومن خداباور سخن راسل قابل فهم و قبول نیست که می گوید نشانه ای از خدا در هستی وجود ندارد. چرا که هم عالم هستی و هم درون مومن، هرآن فریاد بر لب دارند که خدا هست و حقیقتی جز خدا وجود ندارد. به همین دلیل او نیز با هستی و درون خود همراه می شود و با ندایی از درون خطاب به خدا می گوید: من با همه ی جانم به تو آری گفتم.....




طبقه بندی:  شناخت دین،  + فلسفه دین،  + سایر موضوعات، 
برچسب ها: خدا، وجود خدا، شواهد وجود خدا، نشانه های وجود خدا، قرینه گرایی راسل، نقد قرینه گرایی، قرینه ی خداباور بر وجود خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 20 خرداد 1392 | توسط : شهید خرد | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic