امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟

از جمله مسایلی که در مباحث دین شناسی مورد توجه واقع می شود و از اهمیت خاصی هم برخوردار است مساله ی پیروی از رهبران دینی است.

پیرامون این مساله، مباحث مختلفی به لحاظ دین شناسی وجود دارد، اما شاید اساسی ترین مساله ای که لازم است در باره ی آن تامل بیشتری شود، شناخت ماهیت واقعی پدیده ی پیروی از رهبران دینی است. با این توضیح که انسان موجودی است که دوست دارد همواره در رفتار و شخصیت خود مستقل عمل کند و به هر آنچه عقلش خوب می داند عمل کند و هر آنچه را هم که بد می داند دوری بجوید. این خصوصیت در انسان مدرن، بیشتر خودنمایی می کند؛ طبیعتا در چنین حالتی او دیگر نمی تواند و البته نمی خواهد عقل و دل خود را به انسان دیگری بسپرد تا او برای عقاید و رفتارهای وی تصمیم بگیرد و تعیین تکلیف کند.

میرچا الیاده از برجسته ترین دین پژوهان معاصر، در کتاب «دین شناسی» خود، ضمن تایید اهمیت توجه به مساله ی رهبران دینی و نقش آن‌ها، در تبیین ارتباط پیروان و رهبران دینی، یکی از احتمالات را از خود بیگانگی (1) پیروان دینی در پیروی از رهبران دینی می داند، که اگر چنین باشد، دست کم به این معنا خواهد بود که پیروی کنندگان از رهبران دینی، در باور و رفتار خود تنها تقلیدی کورکورانه انجام می دهند و این مسلماً با اصول انسانیت که رکن اساسی آن در عقلانیت است، در تعارض است. همچنانكه با اصول سعادت و رستگاری نیز در تنافی است؛ زیرا اصل اختیار و انتخاب در آن نقش تعیین کننده ای ندارد.

اکنون باید دید، آیا به واقع پیروی از رهبران دینی به همین معناست که پیروی کننده، عقل خود را تعطیل می کند و به تبعیت احساسی روی می آورد یا آنکه باید با رد این برداشت، به موضعی دیگر دست یابیم؟
به نظر می رسد بهترین روش برای یافتن پاسخ این سوال مهم و سرنوشت ساز، مراجعه به تاریخ خود رهبران دینی و نحوه ی تعامل پیروان با آن ها است. چه اینکه یک مواجهه ی تاریخی اگر براساس مستندات و شواهد مسلم باشد می تواند به روشنی پاسخ مساله ی ما را بدهد.

یکی از همین مواجهات تاریخی که از شهرت و محوریت خاصی در دین برخوردار است، حادثه ی عاشورا و شهادت مظلومانه ی امام حسین (علیه السلام) به همراه پیروانش در سرزمین کربلاست. چنانچه با دقت به ماهیت پیروی یاران امام نگاه کنیم، درخواهیم یافت كه هرکدام از آنها، پیش از آنکه پیمان عشق و دوستی با امامشان ببندند با عقل و درایت به حقانیت او پی برده و سپس همه ی هستی خود را در راه طاعت او نهادند.
در واقع آنها اگر دل دادند، به این علت بود که دلیل روشنی برای پیروی کردن داشتند و اتفاقا همین دلیل است که عزم آنها را راسخ و قدم‌هایشان را در مسیر پیروی، تحت آماج انواع بلاها و مصیبتها استوار می ساخت. این معنا در گفتگوهایی که در آخرین ملاقات‌های حضرت اباعبدالله (علیه السلام) با اصحاب خود، که در لحظات شهادت آن‌ها رخ می داد، کاملا مطابقت دارد.

حال با توجه به این مبنا می توانیم دلیل و حکمت اصلی کار امام (علیه السلام) در شب عاشورا را درک کنیم، آنگاه که پس از خاموش کردن شمع، رو به یاران خود اجازه داد او را ترک کنند، تا هر آن کس که پیمان و پیروی اش نه از سر دلیل و اعتقاد است او را ترک گوید. در نهایت هم همین اتفاق رخ داد و فقط آن عده ای ماندند که هم دل و هم دلیل را توامان برای اطاعت و پیروی از امام برحقشان داشتند.

نتیجه اینکه پیروی از رهبر دینی نخست از دلیل و عقل آغاز می شود و سپس در ادامه از عنصر دل و عشق بهره می جوید تا اکسیری باشد که پیروی کننده را در مسیر حقیقت همواره جاودان نگه دارد.
بنابراین لازم است هر کسی که در هر زمانه و عصری، قصد و ادعای پیروی از رهبر دینی داشته باشد عقل و عشق را توامان با خود همراه کند تا بتواند به حقیقت پیروی و نهایتا سعادت دینی دست یابد.

 منبع:

1 – دین پژوهی، میرچا الیاده، ترجمه خرمشاهی، ص 158





طبقه بندی:  شناخت دین،   ساختار دین،   كاركردهای دین،  دین و دینداران،   تجربه دینی،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: رهبری دینی، عقلانیت پیروی رهبران دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 23 آبان 1392 | توسط : شهید خرد | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو