امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟
اجازه پدر

موضوعی که شاید در ذهن بعضی خواهرن محترم باشد این است که چرا وقتی دختر می‌خواهد با پسری ازدواج کند، اجازه‌ی پدر یا ولی او شرط است، ولی این اجازه برای ازدواج پسر، لازم نیست؟
موضوعی که شاید در ذهن بعضی خواهرن محترم باشد، آن است که چرا وقتی دختر می‌خواهد با پسری ازدواج کند، اجازه‌ی پدر یا ولیّ او شرط است، ولی این اجازه برای ازدواج پسر لازم نیست؟ آیا این حکم گویای تحقیر دختر از نظر فکری و روانی و اجتماعی و فرق بین دختر و پسر نیست؟

برای پاسخ به این سوال به چند نکته توجه فرمایید:

1. این موضوع یک نوع مشورت با اهل خبره و تجربه و دل‌سوزان می‌باشد و اختصاصی به دختر هم ندارد، بلکه پسر هم هنگام ازدواج لازم است از تجارب دیگران بهرمند می‌گردد.

2. این اجازه، به این معنا نیست که پدر نسبت به دختر خود اجازه تام داشته باشد و بتواند مانند یک کالا آن را به هر کس که دوست داشته باشد بدهد، بلکه تنها به این معناست که لازم است برای ازدواج دختر پدر او یا جد پدری او، در جریان کار باشد و به ازدواج آن‌ها راضی شود؛ لذا فرموده اگر عقدی بدون رضایت دختر منعقد شود باطل است، یعنی پدر نمی‌تواند بدون اذن دختر خود، او را به ازداواج کسی در بیاورد و این ازدواج از لحاظ شرعی باشل است.

3. معمولا هر پدری سعادت دخترش را می‌خواهد، و دوست دارد دختری را که با مشقت‌ها و مرارت‌ها زیادی بزرگ کرده، با کسی ازدواج کند که از نظر معنوی، اخلاقی و اجتماعی دارای موقعیت خوبی باشد. و با توجه به آن‌که پدر با اجتماع بیشتر از دختر سر و کار دارد و با تجربه‌ای که کسب کرده افراد را از نظر اخلاقی و اجتماعی بهتر می‌شناسد، و بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد.

4. شاید بتوان گفت مهم‌ترین عامل این حکم این باشد که چون غالب زنان دارای احساسات زیادی هستند، به راحتی تحت تاثیر وعده‌های توخالی برخی جوانان قرار گرفته و فریب می‌خورند؛ طبق همین اصل، بارها در روزنامه‌ها نوشته‌اند که فلان مرد به خاطر ظاهر آراسته و جذاب توانسته است ده‌ها دختر را فریب داده و با احساسات آن‌ها بازی کند. به همین خاطر اسلام اجازه پدر را لازم می‌داند تا از بروز اتفاقات ناگوار بعدی جلوگیری کند.

شهید مطهری(رحمه‌الله‌علیه) در این مورد می‌فرماید: «این مطلب به قصور و عدم رشد عقلی و فکری زن مربوط نیست؛ بلکه به قسمتی از روان‌شناختی زن و مرد مربوط است، به حس شکارچی‌گری مرد از یک‌طرف و به خوش‌باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از یک‌طرف دیگر مربوط است.
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت، آن‌چه مرد را می‌لغزاند و از پای در می‌آورد شهوت است و زن به اعتراف روان‌شناسان، صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است. اما آن‌چیزی که زن را از پا در می‌آورد و اسیر می‌کند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از مردی بشنود. خوش‌باوری زن در همین‌جاست.
رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن روان‌شناس خدایی، این حقیقت را چهارده قرن پیش به وضوح بیان کرده است و می‌فرماید: «سخن مرد به زن «تو را دوست دارم» هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود»[1] مردان شکارچی از این احساس زن همواره استفاده می‌کنند. دام «عزیزم از عشق تو می‌میرم» برای شکار دخترانی که درباره مردان تجربه‌ای ندارند بهترین دام‌هاست».[2]

بر همین اساس به خاطر سعادت دختر، اسلام اختیار او را با شرایطش به پدر یا ولی دختر واگذار نموده است. و این موضوع نه تنها تحقیر او نیست، بلکه حمایت از دختر و تضمین زندگی آینده اوست. در واقع این کار یک نوع انتخاب شوهر اصلح با مشورت انسان دلسوزی مانند پدر است. و این به آن معنا هم نیست که پدر اختیار کامل دختر را داشته باشد و مثل زمان جاهلیت بتواند به هرکس خواست دختر را شوهر دهد.

 

---------------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. وسایل الشیعه، ج 14، ص 95.
[2]. نظام حقوق زن در اسلام، ص94-95.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393 | توسط : سلمان خلیلی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic