امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟
تنهایی

رهروان ولایت ـ همه انسان‌ها در طول زندگی به دنبال خوشبختی و آرامش هستند و برای رسیدن به آن، شب و روز تلاش می‌کنند ولی با این وجود، دچار تلخی، احساس شکست و غم و ناامیدی می‌شوند؛ حتی بسیارند انسان‌هایی که  به لحاظ مالی از وضعیت خوبی برخوردارند امّا باز دغدغه‌های زیاد، موجب سلب آرامش آن‌ها می‌شود و از مشکلات فکری، استرس، غم و غصه رنج می‌برند.

چرا در این عصری که همه چیز برای آسایش انسان فراهم است باز خبری از آرامش نیست؟ چرا در این عصری که علم، تکنولوژی، فن‌آوری، صنعت و... به نقطه اوج خود رسیده است، به جای اینکه موجبات خوشبختی و آرامش انسان را فراهم کنند، شاهد هر چه بیشتر و روز افزون شدن مشکلات جسمی و روحی، بیماری‌های قلبی و روانی و سکته‌های قلبی و مغزی، خود کشی‌ها، طلاق‌ها و شکست‌های عشقی، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی و داروهای ضد افسردگی و... هستیم؟

علت این واقعه تلخ و جانسوز در زندگی بشر این است که مسیر ما برای رسیدن به خوشبختی  اشتباه بوده است؛ چرا که ما برای خوشبخت کردن «خودی» تلاش می‌کنیم که هنوز آن را خوب نمی‌شناسیم.
بدتر از آن این است که انسان‌ها برای خودشناسی اهمیت و ضرورتی قائل نیستند و اساساً دغدغه و پرسشی درباره حقیقت خود ندارند. آنها با عشق به خود، ولی بدون شناخت صحیح از خود، فقط می‌خواهند خوشبخت شوند و بر اساس خیالات و اوهام، برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند؛ امّا غافل از اینکه هیچ گاه خوشبختی و آرامش بدون شناخت صحیح از خود میسر نمی‌شود.

تا حالا به این مساله فکر کردیم که من کیستم؟ واقعاً من کیستم؟ این کیست که می‌نویسد و می‌اندیشد؟ این کیست که سخن می‌گوید و نگاه می‌کند؟ می‌خندد و گریه می‌کند؟ این کیست که شاد و غمناک است؟ اصلاً این حالات چیست که به من دست می‌دهد؟ از کجا آمده‌ایم؟ چند روزی در این دنیا زندگی می‌کنیم، آخرش چه سرنوشتی در انتظار ماست؟ و ده‌ها سوال دیگر که هر انسان آگاهی از خود می‌پرسد.

آنچه که ما در این نوشتار به دنبال آن هستیم، ضرورت خودشناسی  و به دنبال حقیقت خود و هستی رفتن است. متأسفانه کمتر انسانی حاضر است برای شناخت خود و ابعاد وجودی خود، همان وقتی را صرف کند که برای شناخت یک گل، گیاه، جانو، سنگ یا هر موجود دیگری صرف می‌کند.

آیا اگر برای ارتباط مناسب با یک حیوان یا گل و بهره‌وری از آن، نیازمند شناخت دقیق آن هستیم، برای خوشبخت کردن خود و داشتن بهترین ارتباط‌ها، انتخاب‌ها، افکار و رفتارها  که شاکله وجودی و شخصیت هر فردی را می‌سازد، نیازمند شناخت دقیق خود نیستیم؟ به حقیقت با وجود صدها دانشگاه و هزاران رشته، جایگاه انسان و حقیقت او در میان این رشته‌ها کجاست؟ یک دانشجو سال‌های بسیاری را باید در این دانشگاه‌ها صرف کند تا یک انگل، یک جانور، مولکول، اتم و... را بشناسد امّا او از حقیقت خود و چرایی هستی غافل است.

نمی‌خواهم بگویم که به دنبال این رشته‌ها رفتن و شناخت طبیعت غلط است، بلکه آنچه که مهم است این است که ابتدا باید حقیقت هستی و چرایی آن را شناخت که در این صورت، همه این علوم، جهت‌دار، هدف‌مند و در خدمت انسان و آرامش و خوشبختی او قرار می‌گیرند.آیا ارزش شناخت خود، از ارزش شناخت یک حیوان یا سنگ و گیاه کمتر است؟

بیماری فرار از خود و خود‌ فراموشی یک بیماری خطرناک ولی شایع است که اکثر انسان‌ها ترجیح می‌دهند خودشان را به چیزی غیر از درونشان و خود حقیقی‌شان مشغول سازند. با فرار از خود به سوی خوشبختی می‌دویم و با بی حوصلگی نسبت به خودمان و نیازهای اساسی‌مان در جستجوی شادی و آرامش هستیم.
امیرالمومنین(علیه‌السلام) در اهمّیّت شناخت خود می‌فرماید: «نَالَ الفَوزَ الاکبَرَ مَن ظَفِر بِمَعرِفهِ النَفس؛[1] کسی موفق به شناخت نفس شود، به بزرگترین رستگاری رسیده است».

بنابراین تا خود را نشناسیم، چگونه می‌توانیم راهی برای رسیدن به موفّقیّت و خوشبختی انتخاب كنیم؟ به این معنا كه «موفقیّت» زمانی میسّر می‌شود که انسان، موانعی که با آن روبرو است را پشت سر بگذارد و اوّلین مانع بر سر این راه، عدم شناخت و آگاهی از خود است.

----------------------------------

پی‌نوشت:
1. غررالحکم، ج6، ص172.





برچسب ها: خودشناسی، دین شناسی، شناخت و معرفت، آرامش، خوشبختی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو