امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟
سلاسل صوفی

هر شیعه‌ای نیک می‌داند امامت به نص پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌) و با فرمان خدای تبارک و تعالی بیان شده است و همه امامان به دلیل داشتن جایگاه رهبری سیاسی و دینی جامعه و مردم، باید معصوم بوده و از خطا و گناه...

هر شیعه‌ای نیک می‌داند امامت به نص پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌) و با فرمان خدای تبارک و تعالی بیان شده است و همه امامان به دلیل داشتن جایگاه رهبری سیاسی و دینی جامعه و مردم، باید معصوم بوده و از خطا و گناه به دور باشند.

به عنوان نمونه از روایاتی که دال بر امامت امامان است، می‌توان به این روایت اشاره کرد: ابن عباس از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسید: امامان پس از شما چند نفرند؟ پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: به عدد حواریون عیسی و اسباط موسی و برگزیدگان (نقبای) بنی‌اسرائیل ...، امامان پس از من دوازده نفرند، نخستین آنان علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) است و پس از او دو سبط من حسن و حسین(علیهما‎السلام) پس از وفات حسین(علیه‌السلام) فرزندش علی(علیه‌السلام) و پس از وفات علی(علیه‌السلام) فرزندش محمد(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش جعفر(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش موسی(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش محمد(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش علی(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش حسن(علیه‌السلام) و پس از او فرزندش حجت(علیه‌السلام) خواهد بود».

یکی از گروه‌هایی که در آشفته بازار عرفان با مخلوط کردن حق و باطل سعی می‌کند آبرویی برای خود دست و پا کند، فرقه صوفیه «گنابادی» است که بزرگان این فرقه با انتصاب خود به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و فراتر از آن شبیه‌سازی با این خاندان مطهر، در پی رونق بخشی به بازار خود بوده‌اند.

خشت اول این بنای کج، توسط «ملاسلطان گنابادی» بنا نهاده شد. وی در کتاب «صالحیه» در حکم قطب بودن فرزندش می‌نویسد: «پوشیده نماند که هر یک از اولیای عظام را در زمان حیات و بعد از ممات خلفا و نواب لازم، که رشتۀ دعوت منقطع نشود که در بقاع ارض و در جمله زمان حکم یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ... جاری باشد؛ لذا این ضعیف سلطان محمد نور چشم خود ملا علی را خلیفه خود قرار دادم و چون اشاره‌ی غیبیه شده بود تأخیر را روا نداشتم».

اگر از شخصیت ملاسلطان و ابهامات موجود درباره او بتوان گذشت، اما هرگز از این بدعت انحرافی که بنا نهاد نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. به راستی ملاسلطان گنابادی جایگاه خود را در کجا می‌دید که چنین مرتبه‌ای را برای خود در نظر گرفت؟ به کدامین دلیل دینی و شرعی، روش و بدعت خود را آن هم در مخالفت نص امامت امامان معصوم(علیهم‌السلام) شبیه‌سازی کرد؟ آیا این موروثی کردن قطبیت آن هم برخلاف روش صوفیه جز پیروی هوای نفس و دنیاخواهی مفهوم دیگری دارد؟ بگذریم از این‌که اصل بحث قطبیت نیز ساخته و پرداخته اذهان منحرف و دور از ولایت نورانی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است.

از این‌ها گذشته بزرگان گنابادیه که قطب را دارای علم لدنی و عالم به همه چیز می‌دانند و او را حجت خدا بر زمین می‌شناسد چگونه تضادهای موجود را نمی‌بینند و سرسپرده دنیاداری موروثی این خاندان گشته‌اند؟ چگونه است که علم لدنی دارند و باید مراحل سلوک را بگذرانند؟ چگونه است که فرزند محبوب علی‌شاه به دلیل کوچکی شایستگی قطبیت ندارد؟ مگر علم لدنی ندارد؟ چگونه است که قطبیت در راستای امامت امامان و با اجازه آن‌ها و با افاضه و الهام باشد، و امام در 9 سالگی و 5 سالگی بتواند امام شود، ولی فرزند قطب به دلیل کودکی نتواند قطب شود؟ چگونه است که ناگهان سیر مراحل سلوکی که سالک باید سال‌ها در آن قدم نهاده و با زحمت مرحله به مرحله رشد کند، ناگهان برای نورعلی تابندۀ طرد شده از خانواده ظرف چهل روز تمام می‌شود؟ تا مسیر برای قطبیت او فراهم و قطبیت از خانواده سلطان محمد بیچاره بیرون نرود؟

----------------------------------------------------------------

منبع: سایت صوفیه نت





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 | توسط : سلمان خلیلی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic