امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


خلافت خلفاء در آینۀ نهج البلاغه


داستان غصب خلافت از حضرت علی(علیه‌السلام) مسأله‌ای نیست که بتوان با توجیهات و دلیل‌های بی‌پایه و اساس بر روی آن سرپوش گذاشت و آن را نادیده گرفت. نهج البلاغه نیز یکی دیگر از اسناد و مدارکی است که به این مهم اشاره نموده و برخلاف آن‌چه که اهل سنت ادعا می‌کنند، پرده از اسرار و کارهای خلفاء و عدم رضایت حضرت از شیخین برداشته است. حضرت امیر(علیه‌السلام) در دفعات متعدد و بسیار، کلام گشوده و به بیان بعضی از آن‌ها پرداخته که ما گوشه‌هایی از آن را در داستان غصب خلافت و عمل‌کرد خلفاء در دوران خلافت‌شان در کتاب نفیس نهج البلاغه بیان می‌نمایم.



انتقاد‌های امیرالمومنین از جریان غصب خلافت

اولین گلایه و انتقاد را امیرالمومنین(علیه‌السلام) از خلیفه اول می‌کند و در آن براى خلافت خلفاى گذشته مشروعیتى قائل نیست و آن را در شأن و منزلت آنان نمی‌داند و می‌فرماید: «سوگند به خدا كه پسر ابوقحافه لباس خلافت را به تن پوشید در حالى كه مى‌دانست منزلت و شأن من نسبت به خلافت مسلمانان مانند سنگ میانه آسیاست».[1]
و خلفاء را غاصب حق خود معرفی می‌‌کند و قریش را ضامن این غصب می‌داند و آنان را این‌گونه مورد عتاب قرار می‌دهد: «خدا قریش را به كیفر زشتی‌های‌شان عذاب كند، آن‌ها پیوند خویشاوندى من‌را بریدند و حكومت فرزند مادرم (پیامبر) را از من ربودند».[2]
 و در نقل ابن ابى الحدید آمده كه حضرت فرمود: «قریش حق من‌را غصب كردند و در امر خلافت كه از همه شایسته‏تر بودم با من به نزاع برخاستند».[3]

 در این جا لازم است به اشکالی که اهل سنت به خطبه سوم نهج البلاغه(خطبه‌ی شقشقیه) به دلیل انتقاد و نکوهش امیرالمومنین(علیه‌السلام) از خلفاء وارد ساخته‌اند، اشاره کنیم و آن این‌که این خطبه ساخته و پرداخته سید رضی(قدس سره) است و کلام حضرت  نمی‌باشد.
پاسخ این اشکال را خود ابن ابى الحدید، شارح معروف نهج البلاغه كه از بزرگان علماى اهل سنت است‌ می‌دهد. او از قول استاد خود «مصدق بن شبیب» واسطى نقل مى‌كند كه من به استاد خود «ابن خشاب» گفتم: «آیا تو مى‌گویى این خطبه را به على(علیه‌السلام) نسبت داده‌اند؟
او گفت: نه، به خدا قسم، من یقین دارم كه از سخنان خود اوست همان‌گونه كه مى‌دانم كه تو مصدق هستى.
گفتم بسیارى از مردم مى‌گویند این خطبه سخن رضى مى‌باشد.
گفت: رضى و غیر رضى را چه رسد به این طریقه و اسلوب سخن؟ ما به نوشته و رساله‌هاى او دست پیدا كرده و شیوه نثر و مرتبه آن را مى‌دانیم. به خدا سوگند من به كتاب‌هایى كه زمان تألیف آن به دویست سال پیش از تولد او مى‌رسد و در آن‌ها این خطبه ذكر شده بود، دست یافتم و آن را با خط عالمانى كه پیش از ولادت ابواحمد پدر رضى مى‌زیستند، دیده‌ام».

سپس «ابن ابى الحدید» مى‌گوید: من خود قسمت زیادى از این خطبه را در كتاب‌هاى «ابوالقاسم بلخى» از بزرگان معتزله و امام اهل بغداد مشاهده كرده‌ام. این شخص در زمان حكومت، المقتدر بالله كه با دوران رضى(قدس سره)فاصله‌اى طولانى دارد، مى‌زیسته است».[4]

حضرت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در همین خطبه، تعبیر بسیار عمیق و زیبایی از داستان خلافت خلفاء دارد که برای تمام آزاد اندیشان جای بسی تأمل و تدبر دارد؛ حضرت فرمودند:«لَشَدَّ ما تَشَطَّرا ضَرْعَیْها: خلیفه اول به اتفاق خلیفه دوم، خلافت را مانند شترى شیرده بین خود تقسیم كردند و شتر را هم از صاحبش گرفتند، شیر او را بین خود قسمت نموده و مالك آن را از حقش محروم كردند».[5]
و در ادامه به انتخاب خلیفه دوم توسط ابوبکر انتقاد می‌کند و در آن به روحیه و خلق و خوی خلیفه دوم اشاره می‌نمایدو می‌فرماید: «هنگامى‌كه ابوبكر از دنیا رفت خلافت را در اختیار كسى قرار داد كه روحیه‌اى خشن داشت و تند زبان و درشت سخن بود، اشتباهاتش فراوان و پوزش‌طلبى‌اش بسیار بود».[6]

فلسفه و نتایج شوم غضب خلافت

امیرالمومنین(علیه‌السلام) در جای دیگر به فلسفه و چرایی غصب خلافت می‌پردازد و می‌فرماید: «نیك بنگر كه همانا دین در دست بدكاران اسیر گشته بود، كه با نام دین به هواپرستى پرداخته، و دنیاى خود را به دست مى‏آوردند».[7]

هم‌چنین حضرت در بیان اثرات مخرب و نتایج سوء این غصب، می‌فرماید: «و بنیان اسلامى را تغییر داده در جاى دیگرى بنا نهادند، آنان كانون هر خطا و گناه، و پناه‌گاه هر فتنه‌جو شدند. كه سرانجام در سرگردانى فرو رفته، و در غفلت و مستى به روش و آیین فرعونیان در آمدند، یا از همه بریده و دل به دنیا بستند، و یا پیوند خود را با دین گسستند».[8]

بنابراین امیرالمومنین(علیه‌السلام) هیچ‌گاه خلافت خلفاء را تایید نکرده و این یک تهمت و افتراست که موافقین غاصبان خلافت، برای مشروعیت بخشیدن به خلافت خلفا ساخته‌اند.

_______________________________________

[1]. نهج البلاغه خطبه 3، بخش 1. متن حدیث: «اما و الله لقد تَقَمَّصَها ابن ابى قحافه و انه لِیَعْلَمَ اَنَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ القُطْب من الرَحى»
[2].همان، نامه 36. متن حدیث:« فَجَزَتْ قُرَیْشاً عَنِّی الْجَوَازِی فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ سَلَبُونِی سُلْطَانَ ابْنِ أُمِّی».
[3]. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج 4،  ص‏104، ج 9، ص  306. متن حدیث:«  وغصبونی حقی ، وأجمعوا على منازعتی أمرا كنت أولى به».
[4].همان، ج 1، ص 205.
[5]. نهج البلاغه، خطبه 3، بخش 6.
[6].همان، بخش 6-7. متن حدیث:« «فَصَیّرَها فى حَوْزة خَشْناءَ یَغْلُظُ كَلْمُها و یَخْشُنُ مَسُّها و یَكْثُرالعِثارُ فیها و الاِعْتذارُ منها».
[7]. همان، نامه 53. متن حدیث:«فَانْظُرْ فِی ذَلِكَ نَظَراً بَلِیغاً فَإِنَّ هَذَا الدِّینَ قَدْ كَانَ أَسِیراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ یُعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوَى وَتُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیَا».
[8].همان، خطبه 151. متن حدیث:« وَنَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِیئَةٍ وَأَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِی غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِی الْحَیْرَةِ وَذَهَلُوا فِی السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْیَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّینِ مُبَایِنٍ».





برچسب ها: خلافت، خلیفه اول و دوم، خلفاء در نهج البلاغه، نهج البلاغه، حضرت علی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic