امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟

چکیده
یکی از مقولات در حال گسترش در سطح جامعه که نقد و بررسی آن نیز نیازمند ظرافت تحلیل می‌باشد، گسترش فعالیت تبلیغاتی ملی‌گری و ترویج ایران باستان با رویکرد تبلیغ زرتشت در سطح جامعه به ویژه در قشر جوان کشور است تا آنان را از دامان اسلام و بالأخص تشیع خارج کنند. این یکی از خطرناکترین روشهایی است که دشمن در مواجهه با اسلام و گسترش آن در پیش گرفته است.

بزرگترین معضلی که غرب با آن مواجه است گرایش عمومی مردم به دین مبین اسلام است چراکه فرهنگ و سیاست غربی در تضاد کامل با فرهنگ و سیاست اسلامی است و گرایش به اسلام پایگاه فرهنگی و سیاسی آنها را در جهان سست و بی بنیاد می‌کند لذا آنها برای تقویت هرچه بیشتر پایه فرهنگی خود جنگ فرهنگی عظیمی در مقابله با اسلام براه انداختند. یکی از روشهایی که آنها در مقابله با موج گرایش به اسلام در پیش گرفتند ترویج ادیان و مکاتب غیر اسلامی و بعضا غیر دینی است تا مردمی که بالطبع کمال گرا هستند برای کمال یابی خود به ادیان و مکاتب دیگر رو آورند و از اسلام دور باشند زیراکه این مکاتب و ادیان - چه در زمینه فرهنگ و چه سیاست و چه امور اجتماعی – تضاد آنچنانی با فرهنگ و سیاستهای غرب ندارد و بعضا مویّد آن نیز می‌باشند. در این میان، تشیع که از تربیت اهل بیت (علیهم‌السلام) بهره دارد در مقابله با فرهنگ غربی دارای یک جلوه و نمود خاص دیگری است که هرگز دیگر فرقه‌های اسلامی را نمیتوان با آن قیاس نمود. از این رو دشمن در تقابل با تشیع، بیشترین تلاش را دارد و عزمش را جزم نموده که شیعیان را از فرهنگ اصیل شیعی دور کند. 
دشمن در تقابل با انقلاب شیعی ایران و صدور آن به دیگر ملل، روشهای مختلفی را در پیش گرفته است. بخشی از آن روشها روشهایی است که دشمن برای جلوگیری از صدور انقلاب و فرهنگ شیعی، در بیرون از مرزهای ایران در حال اجراء دارد مانند تبلیغات گسترده بر علیه تشیع و ملت ایران.  اما خطرناکترین روشی را که دشمن در حال اجراء دارد سست کردن تشیع از درون است، چون اگر سرچشمه را بخشکانند جریان رود را از بین برده‌اند و دیگر نیاز به تقابل نرم و سخت در خارج از مرزهای تشیع ندارند. آنچه که اکنون از بزرگترین خطرات برای مردم شیعه ایران است ایجاد حس باستان گرایی و گرایش مردم به مکتب زرتشی است که چراغ خاموش و با سرعت بسیار در حال حرکت است. به دلائل مختلف، گرایش عمومی نسبت به وهابیت و بهائیت یا یهودیت و مسیحیت در بین جامعه ایرانی وجود ندارد اما از آنجا که مردم ایران تا قبل از ورود اسلام به ایران، پیرو مکتب زرتشت بودند این حس تعصب نژادی بالطبع مردم عوامِ سست بنیاد را به سمت و سوی این نوع تفکرات و نژادگرایی‌ها و باستان‌گرایی‌ها می‌کشاند و کم کم از اسلام دور شده و پیرو مکتب زرتشت می‌شوند.
دشمن در یک هجمه‌ گسترده و شدید ضد تبلیغی علیه اسلام و به ویژه تشیع، با سوء استفاده‌ از «حبّ وطن» شدید ایرانیان (که در همه جنگ‌ها مشهود بوده و هست)، اسلام را به عنوان یک دین عربی که به ایران حمله کرده معرفی می‌کند و «کوروش» به عنوان آلترناتیو [=پیشنهاد متفاوت] مورد تبلیغات گسترده قرار گیرد. لذا ناگهان در تمامی سایت‌ها نام «کوروش» به نوعی فرافکنی شده که گویا تاریخ ایران همین یک پادشاه را داشته است!!! و چون کوروش پادشاهی موفق و نامی بوده است، طرح نام او به صورت ناخودآگاه، پادشاهی را تبلیغ و توجیه می‌نماید.
همزمان با «ملی نشان دادن دین خدا» و عربی معرفی کردن اسلام [که دین خداست و دین خدا ملی‌گرا نیست]، مقرر شد تا زرتشتی‌گری به عنوان یک دین و آیین ایرانی مطرح و تبلیغ گردد. و در این راه از حس جاهلیِ تعصب نژادی مردم نیز بهره گرفته و آن‌را برانگیختند و آنها را از عربها متنفر ساختند که در این هنگام این مردم جاهل و متعصب، بالطبع از پیامبر اسلام و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) که عرب بودند و از دینی که آنها آوردند نیز گریزان می‌شوند و حتی در اسم گذاری فرزندان خود از اسمهای عربی دوری می‌کنند. و این خطری بس بزرگ برای جامعه مسلمان ایرانی محسوب می‌شود چرا که از درون خود مردم برای جامعه اسلامی ایران دشمن سازی می‌کنند و آنها را بر علیه اسلام و بالأخص تشیع می‌شورانند چنانکه از حجم گسترده‌ تبلیغات آنها بر علیه اسلام و تشیع در سطح جامعه و فضای مجازی مشاهده می‌شود که چگونه با شعار باستانی‌گرایی و گرایش به زرتشت به پایه‌های تعالیم اسلامی و اخلاقی در جامعه یورش برده‌اند و اگر این موج همینگونه گسترش یابد و بزرگتر و بزرگتر شود خطری بس عظیم برای ساحل تشیع و اسلام در ایران خواهد بود.
اکنون صحبت از فتنه‌ای پیچیده و خاموش با ظاهر ملی‌گرایی است که بیشتر خطرات تحرکات مسموم آن برای سال‌های آتی پیش‌بینی می‌گردد. شیوع زرتشتی‌گری با هدف تضعیف و ایجادانحراف در مبانی و ارزش‌های ناب فرهنگی جامعه اسلامی از سوی صاحبان اتاق فکر و مخازن فکری غربی صهیونیستی به شدت دنبال می‌گردد، و این خطر بسترهای ضد اسلامیِ اجرای طرح باستان گرایی و گرایش به زرتشت را بیش از پیش نشان می‌دهد.
علل گرایش به زرتشتی‌گری و باستان‌گرایی
در بررسی اینکه چه عللی سبب می‌شود تا مردم به زرتشتیت روی آورند چند علت عمده را می‌توان متذکر شد: 
1- ناآشنایی با دین زرتشتی: عموم مردمی که به زرتشتیان تمایل پیدا می‌کنند به درستی با این دین آشنا نیستند. آنان نمی‌دانند که هیچ چیز قابل اعتماد از دینی که زرتشت آورده، باقی نمانده است. 
2- ناآشنایی با اسلام: بی‌شک، این قبیل مردم با اسلام واقعی نیز آشنا نیستند. چه بسا آنان برخی رفتارهای ناشایست برخی از مسلمانان (همچون وهابیت و..) را به پای اسلام بگذارند. حال آنکه برای پی بردن به حقانیت یک دین باید خود آن دین را بررسی نمود نه پیروان آن را؛ مثلا اگر دروغ میان مسلمانان زیاد است باید دید آیا اسلام سفارش به دروغگویی کرده؟ ناآشنایی با اسلام گرفتاری اکثریت مسلمانان است. بسیاری از مسلمانان با ابتدایی ترین آموزه های اسلام آشنا نیستند اما از این جهل خود ناآگاهند. 
3- علاقه به وطن: وطن‌دوستی و علاقه به میهن، جزء فطرت انسان است و ایرادی ندارد ولیکن افراط ممکن است انسان را به بی‌راهه بکشاند. اگر وطن‌دوستی سبب شود حق زیر پا گذارده شود، نشانه‌ی افراط در وطن دوستی است. شدت علاقه به ایران، این زمینه را فراهم کرده که تمایل به دینی پیدا کنند که مهدش ایران است. حال آنکه هم می توان وطن‌دوست بود و هم اسلام‌دوست؛ مانند فردوسی و ملک الشعرای بهار[1]. 
4- سادگی احکام زرتشتی و راحت‌طلبی مردم: گاه دلیل ترجیح دین زرتشتی، آسان‌تر بودن احکام آنست. اما احکام شرعی زرتشت از بین رفته و به قول برخی محققان زرتشتی: فقه زرتشتی اصلا به زرتشت مربوط نیست.[2] بلکه در طول زمان، ساخته و پرداخته‌ی موبدان است. بنابراین باید ابتدا احکام زرتشت را نشان داد و بعد ادعا کرد که به دلیل سادگی از آن پیروی می‌کنیم.
از این گذشته، مگر سادگی نشانه‌ی برتریست. اگر یکی از دو پزشک متخصص، به ما بگوید: راحت باش هرچه خواستی بخور اما دیگری دستورهای غذایی خاص بدهد و ما را به زحمت بی‌اندازد، آیا می‌توانیم بگوییم پزشک اول ترجیح دارد؟!!! اساسا سادگی و دشواری احکام یک دین، نشانه‌ی برتری نیست. 
5- تمایل به نژادپرستی: نژادپرستی یعنی دنباله‌روی از نژاد هرچند حق با آن نباشد. عده‌ای تصور می‌کنند که چون زادگاه این دین ایران است یا آورنده‌ی آن ایرانی است، شایسته‌ی پیروی است. اما ملاک حق و باطل، نژاد نیست. و گرنه هر کس نژاد خود را برتر از دیگران می‌داند چنانکه عرب نژادش را برتر از عجم می‌داند و یهود نیز خود را نژاد برتر می‌شمارد. و این همان حمیّت و تعصبی است که قرآن آن‌ تعصب جاهلی می‌شمارد. ﴿إذ جعل الذین كفروا فى قلوبهم الحمیّة حمیّة الجاهلیة﴾[فتح/26]«آنگاه كه كافران در دل خود حمیت (و عصبیت) جاهلیت را جایگزین كردند».
قرآن در مورد این تعصب کورکورانه می‌فرماید: ﴿و اذا قیل تعالوا الى ما انزل الله والى الرسول قالو حسبنا ماوجدنا علیه اباءنا أوَلَو كان اباؤهم لا یعلمون شیئا و لا یهتدون﴾[مائده/103]«هر گاه به آنان گفته شد: به سوى آنچه خدا فرستاده و به سوى پیامبر خدا بیائید مى‌گویند: آنچه پدران خود را بر آن (عقیده یا عمل) یافتم ما را كفایت مى‌كند (آیا این سخن را مى گویند) اگر چه پدرانشان چیزى نمى‌دانستند و هدایت نیافته بودند؟!».
﴿یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا اباءكم و اخوانكم اولیاء ان استحبوا الكفر على الایمان و من یتولهم منكم فاولئك هم الظالمون﴾[توبه/23]«اى كسانى كه ایمان آورده اید پدران و برادرانتان را، اگر كفر را بر ایمان ترجیح دهند بدوستى نگزینید. هر كس از شما كه آنان را (در این حالت) به دوستى برگزیند ظالم است».
﴿بل قالوا انا وجدنا اباءنا على امة و انا على اثارهم مهتدون﴾[زخرف/22]«گفتند ما پدران خود را به آئینى یافتیم البته ما هم به دنبال آنها بر هدایت هستیم».
﴿و إذا قیل لهم اتّبعوا ما أنزل الله قالوا بل نتّبع ما وجدنا علیه آباءنا أ وَ لو كان الشیطان یدعوهم الى عذاب السعیر﴾[لقمان/21]«هرگاه به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل فرموده پیروى كنید مى گویند بلكه از آنچه پدران خود را بر آن یافته ایم پیروى مى كنیم بگو اگر چه شیطان شما را به عذاب شعله آتش دعوت كند؟!»
6- فریب حرف های دهن پرکن: زرتشتیان بعضی حرف های زیبا دارند که یا ارزش چندانی ندارند یا از اساس برای آنها نیست. مثلا شعار «اندیشه و گفتار و کردار نیک» هدایتگر انسان نیست؛ زیرا زمانی هدایتگر خواهد بود که بگوید: چه اندیشه و چه گفتار و چه کرداری نیک است و الا هر انسانی می فهمد که هرچیز خوب، خوب است. 
از کرامات شیخ ما این است       شیره را خورد و گفت شیرین است
7- زمینه های سیاسی: دلخوش نبودن از برخی سیاستهای حکومت، یکی از علل گرایش به زرتشتی‌ شدن است. اگر برخی از مسئولان حکومت اسلامی بد عمل کنند، به معنای بد بودن اسلام نیست. می‌توان هم مسلمان بود و هم ناراضی از برخی سیاستهای حکومتی.
نتیجه: باید به این خطر بزرگ توجه بسیار داشت و باید با روشنگری و تبیین درست دین مبین اسلام، مردم و خصوصا جوانان را از این گرداب مهلک نگاه‌داشت و این، نیاز به جزم نمودن عزم مسئولین مربوطه و مبلغین حوزه‌های علمیه است.
________________________________
[1]. محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا نمونه‌ای از کسانی است که اسلام‌خواهی و ایران‌خواهی در او جمع است. به شعر او توجه کنیم:
گرچه عرب زد چو حرامی به ما         داد یکی دین گرامی به ما
گرچه زجور خلفا سوختیم              زآل علی معرفت آموختیم
دین بگرفتیم و عرب رانده ایم         زنده و جاوید از آن مانده ایم (منظومه‌ها، خطابه دوم از چهار خطابه)
[2]. پژوهشگر زرتشتی دکتر کتایون مزداپورر، مصاحبه با مجله هفت آسمان، ش 25، بهار 84، ص 12





طبقه بندی:  ادیان و مکاتب غیر آسمانی،  + ادیان وفرقه های دینی،   معنویت جدید،  دین در دنیای مدرنیته، 
برچسب ها: خطرات باستان گرایی، دستهای پشت پرده دشمن در باستان گرایی و زرشتیگری، زرتشتی گری، باستنا گرایی خطری بزرگ، علل گرایش به باستان گرایی و زرتشیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 | توسط : - عباسی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic