امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


آیا این سخن که برخی می‌گویند: «هیچ منافاتی بین بی‌حجابی و عفیف بودن وجود ندارد زیرا بسیاری از بانوان در کشورهای غربی بی‌حجاب هستند، ولی کاملاً با عفت می‌باشند» صحیح است؟ آیا می‌توان فرد بی‌‌حجاب را می‌توان بی‌عفت و بی‌حیا دانست؟
همیشه در کنار حجاب، سخن از عفاف به میان می‌آید و گاهی این سؤال پیش می‌آید که رابطه عفاف و حجاب چگونه رابطه‌ای است؟ آیا به معنای رابطه مستقیم این دو ارزش با یکدیگر است؟ آیا می‌توان فرد بی‌حجاب را بی‌عفت و بی‌حیا دانست؟ و آیا این سخن که برخی می‌گویند: «هیچ منافاتی بین بی‌حجابی و عفیف بودن وجود ندارد زیرا بسیاری از بانوان در کشورهای غربی بی‌حجاب هستند، ولی کاملاً با عفت می‌باشند» صحیح است؟ 
در جواب، ابتداء، مفهوم دو مقوله را بررسی می‌نماییم. 
«عفاف» واژه ای عربی، به معنای پرهیزگاری، پاک دامنی، خودداری از کارهای زشت است.[1]
عفت، حالت و صفتی نفسانی است که در عمل نمود پیدا می‌کند و مانع تسلّط شهوت بر انسان می‌گردد[2] و بدین معناست که انسان عملی را که مخالف با موازین شرعی و حدود الهی است انجام ندهد. و در این زمینه می‌توان گفت که عفت یک صفت انسانی است که هم در زن و هم در مرد باید وجود داشته باشد. عفت تنها مختص به پوشش نیست و عفت از جمله مواردی است که در زبان، چشم و گوش و مال و...  نیز کاربرد دارد.
حجاب، واژه ای عربی و به معنای منع است و اگر به معنای پوشش گرفته می‌شود بدین خاطر است که پوشش، مانع دیدن اندام زن می‌شود. بر این اساس، زن محجوب به زنی گفته می‌شود که دارای پوشش باشد.[3]
عفاف و حجاب گرچه دو مقوله جدا از یک‌دیگر و با بحث‌های متفاوت هستد ولی آنچه که مسلم است این است که هر دو واجب شرعی‌اند و عقل و فطرت بشریت نیز از آن دو پشتیبانی می‌کند. و اصلا صحیح نیست که یکی را تقویت کنیم و دیگری را رها کنیم.
ممکن است برخی افراد حجاب و پوشش ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش به طور کامل ایجاد نکرده باشند. از سوی دیگر ممکن است افرادی بدون رعایت حجاب ظاهری ادعای عفیف بودن نمایند. حال، گرچه بین عفاف و حجاب از حیث مفهوم و معنا تفاوت وجود دارد اما رابطه محکم و عمیقی میان آن دو برقرار است. در هم تنیدگی این دو آنقدر زیاد است كه بدون یكدیگر معنای خود را از دست می‌دهند، در حقیقت می‌توان گفت، حجاب بدون عفت صدفی است بدون مروارید.
عفت، امری درونی و باطنی است که برای نمود پیدا کردن آن نیاز به عمل است و پوشش یکی از مواردی است که می‌تواند نشان دهنده‌ی وجود عفت باشد.
تصحیح عفت خود به خود موجب رعایت حجاب می‌شود و حجاب را در پی خواهد داشت، و قطعاً کسی که حیا و عفت داشته باشد حجاب نیز خواهد داشت زیرا حجاب یکی از تجلی‌های حیا و عفت است. از سویی دیگر ممکن است فردی حجاب داشته باشد اما حیا و عفت نداشته باشد که قطعاً می‌توان گفت حجاب این فرد برگرفته از اندیشه وی از عفاف و حیا نیست بلکه یا به شکل اجبار یا تقلید از خانواده یا نداشتن شرایط برای پوشش نامناسب، باعث شده این فرد حجاب داشته باشد. حجاب مى‏تواند ریایى، تحمیلى، ظاهرى یا غیر اختیارى باشد؛ ولى عفت، یک خصلت و ارزش اختیارى است. و کسی که اختیاراً عفت پیشه کند حجابش را نیز رعایت می‌کند.
حجاب کسانی که تنها حجاب ظاهری داشته ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش نهادینه نکرده‌اند این حجابشان، تنها پوسته‌ و ظاهری است.
بنابراین، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفافِ بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست چون نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست چراکه پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است. 
البته پوشش تنها یکی از موارد نشان دهنده‌ی عفت است و چنانکه گفته شد داشتن پوشش لزوما به معنای داشتن عفاف نیست. و همین، نشان دهنده آن است که عفاف و حجاب به یک معنا نیستند.
بین مقدار حجاب [و پوشش ظاهری] و عفت [و بازداری باطنیِ] انسان، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد؛ بدین ترتیب که هرچه عفاف درونی و باطنی انسان بیشتر باشد باعث رعایت حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می شود و در مقابل نیز هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد موجب تقویت و افزایش و دستیابی انسان به مراتب بالاتر عفاف میگردد .
بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. حجاب یک بنا و یک شکل است در حالی که عفاف یک مبنا و زیربنا است.
برخی نیز ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک را می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد. 
البته لزوما پوشش مناسب نداشتن، به معنای بی عفتی مطلق نیست بلکه او به میزان حجابش، از عفاف بهره‌ای دارد و ممکن است بی‌حجابی وی از ندانستن سرچشمه بگیرد نه از بی عفتی او. اما آنچه که مسلم است این است که نمی‌شود چنین کسی را در قله عفت دانست چرا که عفت، امری باطنی است که تفکر و اندیشه را می‌سازد و نمودِ آن در عمل، خودنگهداری است زیرا حجاب و عفاف هر دو به معنی مانع و بازدارنده هستند، ولی حجاب مانع و بازدارنده ظاهری است و عفاف مانع و بازدارنده باطن است. و بفرموده شهید مطهری: «کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی‌گذارد»
بنابراین، حجاب نماد و تندیسی از عفاف و تجسم و بازتاب بیرونی عفاف است. کسی که عفیف باشد نه تنها پوشش او بلکه رفتار و گفتار او نیز عفیفانه است چراکه عفاف درونی شخص عفیف، در رفتارهای ظاهری او در زندگی و معاشرت اجتماعی وی نمایان می‌شود. عفاف را زبانی باید که آن حجاب است. حجاب، زبانی است که می‌گوید صاحب من، عفیف و پاکدامن است.
رابطه عفاف و حجاب آن‌چنان است که در عرف جوامع اسلامی، بین عفاف و حجاب، رابطه این همانی می‌بینند و به انسان عفیف، محجوب و به فرد محجوب، عفیف و صاحب فضیلت اخلاقی گفته می‌شود.
زنان در قبال رعایت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نیز تضمین می‌نمایند. بنابراین رعایت حجاب بهترین راه اعلام عفت است و ثمره آن امنیت جنسی می‌باشد، همان امنیتی كه امروزه حلقه مفقوده‌ای در جوامع غربی است.
_____________________________
[1]. عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، چاپ هجدهم، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران 1362./ و قرشی، علی اكبر؛ قاموس قرآن، دار الكتب الاسلامیة، تهران، ج5، ص18
[2].  راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 573، واژۀ «العِفَّة»، دارالقلم، دار الشامیة، دمشق، بیروت، ۱۴۱۲ق.
[3]. تفسیر نمونه، ج 17، ص 402؛ مطهری، مرتضی، مسئله ی حجاب، ص 78.





طبقه بندی:  شناخت دین،   دین پژوهی ،   كاركردهای دین،  دین و دینداران،   تجربه دینی، 
برچسب ها: رابطه عفاف و حجاب، نسبت عفاف و حجاب چیست، بد حجابی و بی حجابی،
مطالب مرتبط: مشکی، رنگ چادرم را عشق است، من لایک می‌خورم پس هستم!، کاسه داغ‌تر از آش که میگن، یعنی این!!!، مردان سیب زمینی، و زنان شلغم!!!، سیب زمینی‌های اجتماع، الکی مثلا من دلم پاکه!!!، مگه میشه؟!!! مگه داریم؟!!!، آیا مساله «حجاب» رفراندم‌ پذیر است یا خیر؟، حجاب نه حق من است نه حق تو، بلکه حق خداست، پای صحبت‌های زیبای زن یهودی تازه مسلمان شده، حجاب در نزد سیده حجاب، جامعه، چهار دیواری اختیاری نیست!، آیا می‌توان فرد بی‌حجاب را بی‌عفت و بی‌حیا دانست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | توسط : - عباسی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic