تبلیغات
دین پژوهان - بررسی ادله روایی اهل سنت بر عدالت صحابه
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


اهل سنت برای اثبات عدالت و حجیت سیره صحابه به آیات و روایاتی از نبی مکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تمسک می‌کنند که در پست گذشته به نقد و بررسی برخی از آن‌ها پرداختیم. در این نوشتار به چند نمونه دیگر از این روایاتی که بدان استناد کرده‌اند، اشاره می‌کنیم.

1. حدیث «الله الله فی اصحابی»

از جمله روایاتی که اهل سنت بدان استناد نموده‌اند، این فرمایش نبوی است که می‌فرماید: «شما را به خدا مواظب اصحابم باشید، شما را به خدا مواظب اصحابم باشید، بعد از من آن‌ها را مورد انتقاد قرار ندهید. هرکس با آن‌ها محبت می‌کند، به خاطر محبت من محبت می‌کند و هرکس از آن‌ها بغض و کینه دارد مانند این است که با من بغض و کینه دارد و هر کس آن‌ها را اذیت کند من‌را آزار داده و هر کس من‌را آزار دهد، خدا را آزار داده است».[1]
ابن حجر عسقلانی و ابن عبدالبر و ... از این حدیث هم استفاده عدالت کرده‌اند و گفته‌اند که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امر به محبت کرده و اذیت آنان را اذیت خود شمرده است. از این حدیث ثابت می‌شود که اقوال آنان هم برای ما حجیت دارد و نیز عادل هستند.[2]

این حدیث می‌گوید که صحابه باید مورد لطف خاص و تکریم قرار گیرند و احترام و محبت نسبت به آنان، احترام و محبت نسبت به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.این نشان از جایگاه رفیع صحابه نزد حضرت دارد که دلالت بر وثوق و  عدالت آنان نیز دارد.

بررسی سندی و دلالی

1. سند این حدیث  به دلیل تردید بین «عبد الرحمن بن زیاد» و «عبد الرحمن بن عبد الله» ضعیف است که در متن روایت آمده است.[3]

2. حضرت در این حدیث تنها امر به محبت و نهی از دشمنی  با صحابه نموده‌اند و مساله احترام، اکرام و محبت با مسأله عدالت فاصله‌های بسیاری دارد و این حدیث هیچ دلالتی بر عدالت آنان ندارد.

3. مسلما مخاطبان این روایت خود صحابه می‌باشند. حال سوال اساسی و مهم در این است: پس چرا خود صحابه به این حدیث عمل نکردند و هرگز نسبت به هم محبت نداشتند و حتی در مقابل یکدیگر ایستادند و به قتل و کشتار یکدیگر پرداختند.
مگر امیرالمومنین(علیه‌السلام) و عثمان از صحابی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و خلیفه مسلمین نبودند، پس چرا عده‌ای از صحابی در قتل عثمان شرکت داشتند و چرا بسیاری از همین صحابی امیرالمومنین(علیه‌السلام) را سب و شتم کردند و جنگ جمل و صفین و نهروان را به راه انداختند؟ آیا خداوند با این همه اعمال زشت و تخلف از فرامین الهی و دستورات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باز از آن‌ها راضی است؟

حدیث «ما انا علیه و اصحابی»

از دلالیل دیگر اهل سنت بر عدالت و حجیت سیره صحابه  این فرمایش نبوی است که می‌فرماید: «امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شود که تمامی آن‌ها در جهنم خواهند بود، مگر یک گروه. پرسیدند آن گروه کدام است؟ فرمود:« گروهی که من و اصحابم بر آن هستیم». [4]

علامه قاری در شرح و دلالت این روایت می‌گوید: « تقدیر روایت ترمذی این است که دیگران در اعتقاد و سخن و عمل‌کرد، باید پیرو و تابع  پیامبر و اصحاب باشند».[5]

ابن قدامه مقدسی نیز در ذیل این روایت می‌نویسد: «ابن مسعود گفته است: هر کس از شما بخواهد پیرو کسی باشد، باید پیرو اصحاب رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد، زیرا ایشان بزرگوارترین و دانشمندترین این امت هستند».[6]

از همین رو کسانی که به پیروی از آنان امر شده‌اند، می‌بایست داری عدالت و هدایت یافته باشند تا بدین وسیله کسانی که از آنان تبعیت می‌کنند نیز به هدایت رهنمون شوند.

نقد و بررسی سندی و دلالی

1.این روایت را دانشمندان اهل سنت تضعیف کرده‌اند؛ ذهبی و ابن حجر به دلیل وجود «عبدالله بن سفیان خزاعی» سند حدیث را مورد خدشه قرار داده‌اند.[7]

2. براستی اگر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مسیر خود و صحابه را به صورت مطلق، مسیر نجات و هدایت بیان کرده‌ بودند، هرگز ما شاهد تفرقه و اختلاف در میان صحابه نبودیم، صحابه‌ای که در زمان حضور خود حضرت با ایشان مخالفت کردند و از دستورات الهی سر باز زدند.

بنابراین استدلال اهل سنت به این دو روایت نیز هم به دلیل ضعف سندی و هم ضعف دلالی و محتوایی، قابل پذیرش نمی‌باشد و نمی‌توان به این دو روایت تمسک نمود.

_____________________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. سنن ترمذی، ص1094، ح3888 باب من سب اصحاب نبی؛ مسند الإمام أحمد  ج 5  / 54  المؤلف : أحمد بن حنبل ،الناشر : مؤسسة قرطبة – القاهرة.
متن حدیث: حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا سَعْدُ بن إبراهیم بن سَعْدٍ ثنا عَبِیدَةٌ بن أبی رَائِطَةَ الْحَذَّاءُ التمیمی قال حدثنی عبد الرحمن بن زِیَادٍ أو عبد الرحمن بن عبد اللَّهِ عن عبد اللَّهِ بن مُغَفَّلٍ المزنی قال قال رسول اللَّه": «اللَّهَ اللَّهَ فی أصحابی اللَّهَ اللَّهَ فی أصحابی لاَ تَتَّخِذُوهُمْ غَرَضاً بعدی فَمَنْ أَحَبَّهُمْ فبحبی أَحَبَّهُمْ وَمَنْ أَبْغَضَهُمْ فببغضی أَبْغَضَهُمْ وَمَنْ آذَاهُمْ فَقَدْ آذانی وَمَنْ آذانی فَقَدْ آذَى اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَمَنْ آذَى اللَّهَ فَیُوشِكُ أَنْ یَأْخُذَهُ».
[2].  الاصابه، ج1، ص23؛ الاستیعاب فی معرفه اصحاب، ج1، ص2، ناشر: دار الجیل – بیروت.
[3]. مسند الإمام أحمد  ج 5  / 54  المؤلف : أحمد بن حنبل ،الناشر : مؤسسة قرطبة – القاهرة.
[4]. سنن ترمذی، ج5، ص26، ح2641 باب ما جاء فیمن یموت؛ التنزیل فی تفسیر القرآن العظیم، بغوی، ج2، ص145، سیوطی، جامع الاحادیث، ج6، ص 168.
متن حدیث: حدثنا مَحْمُودُ بن غَیْلَانَ حدثنا أبو دَاوُدَ الْحَفَرِیُّ عن سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ عن عبد الرحمن بن زِیَادٍ الْأَفْرِیقِیِّ عن عبد اللَّهِ بن یَزِیدَ عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو قال قال رسول اللَّهِ«لَیَأْتِیَنَّ على أُمَّتِی ما أتى على بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ حتى إن كان منهم من أتى أُمَّهُ عَلَانِیَةً لَكَانَ فی أُمَّتِی من یَصْنَعُ ذلك وَإِنَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ تَفَرَّقَتْ على ثِنْتَیْنِ وَسَبْعِینَ مِلَّةً وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِی على ثَلَاثٍ وَسَبْعِینَ مِلَّةً كلهم فی النَّارِ إلا مِلَّةً وَاحِدَةً قالوا وَمَنْ هِیَ یا رَسُولَ اللَّهِ قال ما أنا علیه وَأَصْحَابِی».
[5]. محمد القاری، مرقاة المفاتیح، ج1، ص381.
[6]. تحریم النظر فی کتب الکلام، ج1، ص44.
[7]. ذهبی، میزان الاعتدلال فی النقد الرجال، ج4، ص109، ش 4361؛ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج3، ص291، ش1230. و حتی عقیلی این روایت را در کتاب «الضعفا» نقل کرده است . عقیلی، الظعفاء الکبیر، ج2، ص262.





برچسب ها: اهل سنت، عدالت صحابه، روایات نبوی، روایت، ادله اهل سنت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | توسط : علی سیدی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام