تبلیغات
دین پژوهان - ارتداد برخی از صحابه از نگاه تاریخ!
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟
ارتداد صحابه پیامبر اکرم از نگاه تاریخ

تاریخ یکی از ابزارها و منابع مهم برای شناخت انسان‌ها است که نسبت به رفتار و شخصیت گذشتگان آگاهی و معرفت یابیم.
با نگاهی به حوادثی که در دوران صحابه رخ داده به روشنی می‌توان دریافت که هرگز همه صحابه نمی‌توانند عادل باشند؛ چرا که بسیاری از آن‌ها یا مرتکب اعمال زشت می‌شدند و یا آن‌که به کلی از از اسلام بر‌گشته و مرتد می‌شدند.

عده‌ای از صحابه در همان دوران حیات پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جریان‌های مختلفی مانند تغییر قبله، معراج، شکنجه اصحاب و ... مرتد شده و از اسلام دست کشیدند.

ابن معین در تاریخ خود نقل می‌کند: «وقتی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آیه سجده را قرائت می‌کرد همه به سجده می‌افتادند ولی به خاطر ازدحام جمعیت و تنگی مکان عده‌ای از سجده سر باز می‌زدند تا این‌که سران قریش مانند ولید بن مغیره و ابوجهل و دیگران به مکه برگشتند مردم را به دین آباء و اجدادشان دعوت کردند و دوباره مردم کافر شدند».[1]


متاسفانه تاریخ به ثبت اسامی همه مرتدان درطول حیات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و بعد از آن نپرداخته است و تنها موارد اندکی از اسامی آن‌ها به ما رسیده است. شاید یکی از آثار اعتقاد به عدالت صحابه همین باشد که نام آن‌ها در تاریخ مستور مانده. که در این نوشتار نام عده‌ایی از آنان را ذکر می‌کنیم:
1. «عیاش بن ابی ربیع» او در مدینه مسلمان شده بود و از ترس اذیّت خانواده‌اش، به مدینه هجرت کرد که در نهایت با تقاضای مادرش اسلام را رها کرد و مرتد شد.[2]
2. «ولیدبن عتبه» او با شش تن دیگر در مکه به خاطر شکنجه‌های شدید، مرتد شدند و در جنگ بدر کشته شدند.[3]
3. «الحارث بن سوید» او با ده نفر از مسلمانان در مدینه مرتد شدند و به مشرکان مکه ملحق شدند و از آن‌ها فقط یک نفر به اسلام بازگشت.[4]
4. «عبدالله بن سعدبن ابی سرح» او کاتب رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مکه بوده است که در حقانیت حضرت دچار شک و تردید شد و به مکه فرار کرده و مرتد شد.[5]
5. «عبیدالله بن جحش» او از مسلمانان اولیه در مکه بود که با مسلمانان به حبشه مهاجرت کرده است و در آن‌جا تحت تاثیر افکار و اعمال نصاری، مسیحی شد.[6]
از دیگر صحابی که مرتد شد می‌توان به «ابو طمعه بن ابیرق» [7] «عبدالله، صوریا» [8] «عقبه بن ابی معیط» [910] «مسیلمه کذاب» [10] «الرحال بن عنوه» [11] اشاره کرد؛ حتی از زنانی که به پیامبر ایمان آورده بودند برخی مانند «ام الحکم بنت ابی سفیان»[12] مرتد شدند.

مورخین اهل سنت نقل کرده‌اند بعد از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جزیره العرب را ارتداد و کفر و نفاق فرا گرفت[13] به طوری که مکه در آستانه سقوط قرار گرفت. «عتاب بن اسید» حاکم مکه مخفی شد و «سهیل بن عمرو» از مردم خواست دست نگه دارند و آن‌ها آخرین کسانی هستند که مسلمان شدند، اولین نفراتی نباشند که مرتد شده باشند.[14]

اسامی عده‌ای از معروفین که دچار ارتداد شده‌اند عبارتند از: «اشعث بن قیس» [15] «قتیلة بنت قیس» که خواهر اشعث و زن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)بود[16] «ربیعه بن امیه بن خلف» [17] «شریح بن ضبیع»[18] «عطارد بن حاجب»[19] «عمرو بن سنان»[20] «عیینه بن حصن»[21] «شبث بن ربعی».[22]

این اسامی تنها گوشه‌ای از صحابی هستند که مرتد شدند و اسم آن‌ها در تاریخ باقی مانده است. ولی وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ارتداد گسترده صحابه، روشن می‌گردد که صحابه نیز مانند سایرین در معرض ارتداد بودند. چنان‌که خود حضرت از این موضوع خبر دادند که در پست گذشته بیان شد.
عایشه نقل می‌کند که از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدم: «چرا نذورات کعبه را که از سال‌های دور جمع شده خرج نمی‌کند تا در امور مسلمین خرج گردد» حضرت فرمودند:«از قوم تو که قریب العهد به جاهلیت هستند می‌ترسم که دست به نذورات کعبه بزنم، آن‌ها به جاهلیت برگردند».[23]

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از این‌که قریش چندان ایمان محکمی ندارند و به دنبال بهانه‌ای هستند تا دوباره به ظلمت و شرک و کفر برگردند، احساس خطر می‌کند و بدین جهت که ارتداد آن‌ها را جدی گرفته بودند، دست به نذورات و ساختمان کعبه نزدند. حال چطور باید بپذیریم که چنین صحابه‌ای که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از ارتداد آن‌ها می‌ترسد و خبر از ارتداد آن‌ها داده است، همه آنان از عدالت برخوردار هستند و می‌توان به هر یک از آنان اقتدا کرد؟!

_____________________________________
پی‌نوشت
[1]. ابن معین، تاریخ یحیی بن معین، ج3، ص5، ش213، تحقیق : أحمد محمد نور سیف، دار النشر: مركز البحث العلمی وإحیاء التراث الإسلامی.
[2]. ابن اثیر، اسدالغالبه،  ج4، ص161.
[3]. جلال الدین سیوطی، لباب النقول،  ص142، دار النشر: دار إحیاء العلوم – بیروت.
[4]. ابن اثیر، اسدالغالبه، ج1، ص291.
[5]. همان، ج3، ص173.
[6]. همان، ج5، ص43.
[7]. همان، ج3، ص52.
[8]. واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص36.
[9]. همان، ص347.
[10]. ابن کثیر، السیره النبویه، ج4، ص96.
[11]. همان، ج4، ص97.
[12]. ابن اثیر، اسدالغالبه، ج1، ص291.
[13]. ابن هشام، سیره النبویه، ج4، 316؛ طبری، تاریخ  طبری، ج2، ص461.
[14]. ابن هشام، سیره النبویه، ج4، 316؛ اسدالغالبه، ج2، ص272.
[15]. اسدالغالبه، ج1، ص97.
[16]. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج8، ص472.
[17]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج7، ص40.
[18]. واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص154.
[19]. اسدالغالبه، ج3، ص411.
[20]. همان، ج4، ص87.
[21]. همان، ج4، ص164.
[22]. همان.
[23]. صحیح مسلم، ج2، ص،969، ح1333.





برچسب ها: عدالت صحابه، ارتداد صحابه، تاریخ صدر اسلام، اهل سنت، منابع اهل سنت، ادله اهل سنت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | توسط : علی سیدی | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام