امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


یکی از مهمترین توجهات در مسیر دین ورزی، توجه به سنخ روانی است.روان شناسان و ادیان تقسیمات مختلفی از سنخ های روانی ارائه داده اند.
سنخ روانی کنشگر،سنخ روانی کنش پذیر یا سنخ روانی درون گرا و بیرون گرا
و وقتی این سنخ ها با هم ترکیب می شوند ما شاهد انسان هایی مثلا با سنخ روانی  درون گرای کنشگر هستیم عرفا معمولا درون گرای کنش گر بوده اند یا انسان هایی شاهدیم با سنخ روانی بیرون گرای کنش گر انقلابیون و کسانی که به انقلاب بیرون توجه دارند بیشتر از این سنخ روانی هستند.
حال شما تصور کنید دستورات و اعمال مستحبی که مثلا در مفاتیح مطرح شده است را بخواهیم به یک بیرون گرای کنش گر که آرام و قرار ندارد، اجبار کنیم قطعا او آرامش نخواهد گرفت.
لذا به نظرم باید هر یک از ما سنخ روانی خودمان را تشخیص دهیم و با توجه به این سنخ روانی توشه از خرمن دین برداریم
یا در فضایی دیگر فرض کنید انسانی که تعقل و عقلانیت در او قوی تر است از احساسات و هیجان
نمی توان از او انتظار داشت که همانند یک عارف نازک دل،در دل شب بگرید و بسوزد.
مسیر تعالی او از مسیری توام با اندیشه و عقلانیت است همانطور که شاید از آن عارف نتوان انتظار داشتن یک نظام فلسفی عمیق داشت.


پانوشت
برای تشخصیص سنخ روانی 2 کتاب قابل مطالعه است
1)کتاب نظریه‌های شخصیت است از شولتز (نظریه‌های شخصیت، مؤلف: دوان شولتز، مترجمان: یوسف کریمی، فرهاد جمهری و...، نشر ارسباران)
2)زندگی برازنده من  ترجمه  کاوه نیری




طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: سنخ روانی، دین، درون گرای کنش گر، بیرون گرای کنش گر، ادیان، روان شناسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | توسط : وحید | نظرات()


موضوع این هفته : سبك زندگی دینی یا غیر دینی

 

یكی از دغدغه های جدی انسان امروز سبك زندگی است.

اینكه ما بیاییم و سبك زندگی دینی با همه محدودیت ها و مزایای آن را انتخاب كنیم یا سبك زندگی غیر دینی و غیر مذهبی؟

شما به عنوان فردی كه در دوره علم و تكنولوژی زندگی می كنید چه سبك زندگی را برای خود انتخاب كرده اید؟

به نظر شما سبك زندگی دینی چه مزایایی و معایبی دارد و سبك زندگی های دیگر چه مزایا و معایبی دارد ؟






طبقه بندی:  اتاق فکر، 
برچسب ها: سبك زندگی اسلامی، سبك زندگی غیر دینی، موضوعات روز، دغدغه انسان امروز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1391 | توسط : وحید | نظرات()



1)یكی از بخش هایی كه وبلاگ ما كمتر روی آن كار كرده، بخش معرفی اندیشمندان است. به نظرم آمد امروز یكی از جذاب ترین اندیشمندان ایرانی را برای دوستان معرفی كنم شخصی كه آرای سنتی او در دل دنیای غرب جایی برای خود باز كرده است.

2)سید حسین نصر از اندیشمندان ایرانی مقیم آمریكا است. ایشان متولد 1312 و نواده شیخ فضل الله نوری است وی از 12 سالگی به آمریكا فرستاده می شود و در مدرسه شبانه ای در نیوجرسی تحصیلات خود را ادامه می دهد ایشان فارق التحصیل كارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیك در هاروارد است و در 1958 در درشته تاریخ علم گرایش علوم اسلامی با درجه دكتری فارغ التحصیل شده است بعد از آن به ایران آمد و ریاست دانشگاه صنعتی شریف را به عهده گرفت.

 3)با اینكه دكتر نصر در دل تمدن غرب تحصیلات خود را انجام داده است و سالهاست در آنجا زندگی می كند، مشی فكری او كاملا در تضاد با فرهنگ جدید غربی است و اساسا او یكی از منتقدان جدی اندیشه های جدید غربی است وی در عرفان و فلسفه اسلامی تبحر دارد و مدتی نزد علامه طباطبایی تلمذ كرده است و بسیار تحت تاثیر ایشان بوده و نهایتا كتاب شیعه در اسلام علامه را به انگلیسی ترجمه كردند. از شاگردان دكتر نصر می توان به دكتر حداد عادل و ویلیام چیتیك اشاره كرد.

 4)به نظر من در عالم اسلام هم اكنون سه جریان اصلی وجود دارد:
جریان موسوم به بنیادگرا كه معتقدند دین باید در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی حضور و حرف برای گفتن داشته باشد این جریان پس از انقلاب اسلامی ایران اوج گرفت و توسط شخصیت هایی همچون استاد مطهری تئوریزه شد.
جریان روشنفكری  كه با هضم شدن در اندیشه های غربی در تفسیر دین هم از اندیشه ها و پیش فرض های مدرن استفاده می كند شاید افرادی چون دكتر سروش سنبل این جریان در فضای فكری ایران معاصر باشند
 جریان سنت گرا كه دكتر نصر متعلق به این جریان است این جریان معتقد است ما باید بر باطن و گوهر دین تاكید كنیم این جریان نه مانند بنیادگرایان دین را وارد سایر نهادها (مثل سیاست و اقتصاد و..) می كند و نه مانند روشنفكران شیفته مدرنیته و غرب است و به نوعی وحدت ادیان قائل است دكتر نصر را پیامبر سنت گرایی اسلامی در غرب خوانده اند چرا كه همه تلاش او در احیای این جریان سوم است(1)

5)بعد از انقلاب تاكنون بارها تلاش شده دكتر نصر به ایران برگردد و در فضای علمیِ كشور خودمان مشغول به تدریس و تالیف شود اما هر بار موانعی از جمله موانع سیاسی ایجاد شده است.
دكتر نصر در یكی از مصاحبه های خود گفته است: « پیش از انقلاب تمامی کرسی های اسلام شناسی در اختیار یهودیان بود و اکنون تمام کرسی های شیعه شناسی در اختیار بهائی ها ! من پیش از انقلاب هم با استفاده از جایگاهی که داشتم کوشیدم اساتیدی از ایران برای تصدی گری این کرسی ها اعزام شوند و اکنون هم همین هدف را تعقیب می کنم
  وی در ادامه گفت رابطه هر کس با خدای خود را خود خدا می داند ولی من در دنیا تنها آرزویی که دارم مردن در ایران و دفن در ایران است.»(2)


پی نوشت
1)البته به این دیدگاه انتقادات جدی هم وارد است كه در آینده حتما بررسی خواهیم كرد
2)
پارسینه




طبقه بندی: + معرفی اندیشمندان، 
برچسب ها: سید حسین نصر، سنت گرایی، روشنفكری، بنیادگرایی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 6 آبان 1391 | توسط : وحید | نظرات()

                      

 

یکی از مسائلی که برای من همیشه سوال بوده این است که چگونه می شود که یک دین وقتی به  این همه انسان عرضه می شود در عمل، این انسانها یکدست نمی شوند و دینداری هر کسی رنگ شخصیت او را می گیرد

تقسیم بندی معروفی برای سنخ های روانی افراد وجود دارد این تقسیم بندی (1)بر اساس دغدغه افراد است در این تقسیم بندی انسان ها 4 دسته می شوند:

اول) سنخ حقیقت

چیزی كه به این انسانها آرامش می دهد حل یك مشكل ریاضی یا فلسفی یا حل یك معماست نقل شده است كه وقتی ابوریحان بیرونی مساله ای را حل می كرد می دوید و فریاد می زد:كجایند شاهانی كه فكر می كنند در حال عیش و نوش هستند؟ اگر عیش و نوش می خواهید بیایید وضع من را ببینید

دوم)سنخ خدمت

برای این قسم انسانها دغدغه اصلی ،حقیقت است دغدغه این قسم انسانها كمك به فقیری بی پول،ساختن خانه ای برای بی سرپرستان و كارهای این گونه است و آرامش را در این فعالیت ها می یابند شاید حل یك معمای فلسفی برای كسی كه سنخ خدمت است زیاد جذاب نباشد

سوم)سنخ ریاضت

این قسم از افراد تمام هم و دغدغه شان استفاده از همه چیز به قدر ضرورت است این سنخ معمولا به وضع مالی اهمیتی نمی دهند و دغدغه این را دارند كه تا جایی كه می شود كمتر از چیزهای مادی در این دنیا استفاده كنند مرتاضان نمونه های خوبی برای این سنخ هستند

سوم)سنخ عشق

این افراد به طور طبیعی به دنبال چیزی یا فردی می گردند كه شیفته اش شوند ، اهل عشق‌اند و زندگی‌شان فقط با پیداکردن معشوق و فانی شدن در او و خود را به‌دست او سپردن، می‌گذرد. این افراد در بعضی ادیان به عبادت روی می‌آورند، چون عبادت هم یک سنخ عشق‌ورزی با خداست

***

به نظر من تقسیم بندی بالا ،گره های بسیاری را می تواند باز كند یكی از مسائل این است كه چرا وقتی یك دین به افراد مختلف عرضه می شود همه یك دست نمی شوند ؟اگر دین یكسری تعالیم مشخص دارد ،چرا فردی بخش های فلسفی و كلامی دین را توجه می كند؟ دیگری به آیات و روایات اخلاقی توجه دارد و فرد دیگر عارف می شودو شیفته منابع عرفانی دین می شود ؟

سر مطلب آنجاست كه ما با توجه به محدودیت های وجودی و روانی مان به سراغ دین می رویم

كسی كه اهل حقیقت است تمام توجه اش به آیات و روایات مربوط به  حقیقت و شناخت جهان است مثلا چرا در مورد خدا گفته شده هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

و كسی كه اهل خدمت است تمام توجه او به متونی است كه در مورد خدمت به افراد است مثلا  من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم  یعنی هرکس شب را روز کند بدون اینکه قصدش رسیدگی به امور مسلمانان و اصلاح کارهای آنان باشد، مسلمان نیست(2)

و كسی كه اهل سنخ ریاضت است یك زاهد می شود و این روایت را می خواند كه اَلزُّهدُ فِى الدُّنیا الراحَةُ العُظمى؛ بى‏رغبتى به دنیا، بزرگ‏ترین آسایش است.(3)

پی نوشت

1.این تقسیم بندی نقل به مضمون از مقاله جامعه اخلاقی انسان اخلاقی است

2.وسائل، ج 11، ص 559

3. غررالحكم، ح 1316





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: سنخ روانی، سنخ حقیقت، سنخ خدمت، سنخ ریاضت، سنخ عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | توسط : وحید | نظرات()

 

یکی از دوستان تعریف می کرد که مدتی قبل با یکی از بی خدایان مباحثه علمی داشت و تعریف می کرد که عمده حرفهای  آن جوان بی خدا، بر اساس بحثهای یکی از وبلاگ های معروف بی خدا بود و البته برخی برنامه‌های مستند چند شبكه‌ی ماهواره‌ای از جمله «من و تو 2».

پس از کلی بحث نهایتا طرف مقابل متقاعد شده بوده که خدای خالق وجود دارد ولی خدایی كه همین الان تمام مقدرات امور به دست او باشد وجود ندارد و چه چیزی را جایگزین آن كرده بود؟ «طبیعت».

هر سؤالی را مبنی بر این كه چه كسی فلان كار را می‌كند؟ زنده‌ می‌كند؟ می‌میراند؟ نظام گردش آب؟ سیارات و غیره را با یك كلمه پاسخ می‌داد و آن هم «طبیعت».

نکته ای که به نظر بنده شایان توجه است این است که مستند های علمی ماهواره ای که بعضا توسط صدا و سیمای خودمان پخش می شود کجا را هدف گرفته است ؟

اصلی ترین رکن دینداری یعنی اعتقاد به خدا

من این مساله را به بازی شطرنج تشبیه می کنم در بازی شطرنج اگر حریف شما حرفه ای باشد به دنبال حذف وزیر و اسب و فیل و این موارد نیست بلکه از همان ابتدا برنامه ای طراحی می کند که شما را به جایی برساند که شاه را از دست بدهید

شاه شطرنج اعتقادی ما، در فضای فکری یک متدین همان خداست یعنی پادشاه آفرینش

در یک تغییر نرم بحث بر سر نبود امام زمان یا ناحق بودن شیعه یا اینکه دین اسلام خشن است، نمی شود بلکه ریشه ها را دگرگون می کنند

لذا به نظرم در مسیر دینداری باید مسیر مناسب را انتخاب کنیم

آیا انقدر که جوان مسلمان ایرانی از مسائل روبنایی(مثل نماز شب و رعایت اخلاق و ..) شنیده است از پایه های دینداری شنیده؟

و اساسا چه می شود که جوانی كه در نظام آموزشی حکومت دینی  بزرگ شده است، حداقل 10 سال تعلیمات دینی، معارف اسلامی، دین و زندگی و امثالهم خوانده، برهان نظم خوانده، برهان علیّت را خوانده است،نهایتا تحت تاثیر جریاناتی به سمت اندیشه بی خدایی می رود؟





طبقه بندی:  فرهنگ دینی، 
برچسب ها: تغییر، شطرنج، شبکه من و تو، مسیر دینداری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 | توسط : وحید | نظرات()

                 

مدتی هست که فضای وبلاگستان و شبکه های اجتماعی تحت تاثیر فیلم بی گناهی مسلمانان قرار گرفته است و مطالب مختلفی در مورد این فیلم و تبعات مورد بحث قرار گرفت است .

در میان، سخنرانی رئیس جمهور ایالات متحده حاوی مواردی بود که به نظرم قابل بررسی است .

اوباما در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل از طرفی ساخت این فیلم را محکوم کرد و در همان سخنرانی اظهار می کند: که «اصل آزادی بیان به ما اجازه برخورد با انتشار این فیلم را نمی دهد و ما نمی توانیم دسترسی به این فیلم را محدود کنیم.» (+)

در اینکه آزادی بیان یکی از ارزشهای بنیادی و اساسی زندگی بشر است شکی نیست اما سوالی که مطرح است این است که مرزهای آزادی بیان کجاست و آزادی بیان چه قیودی دارد ؟

میان اندیشمندان امریکایی 2 اندیشمند برای آزادی بیان محدودیت هایی مشخص کرده اند:

مورد اول  فردی است به نام جوئل فینبرگ؛ او  اصلی دارد به نام اصل اهانت و معتقد است وقتی سخن است اهانت به اشخاص و ادیان است باید این آزادی را محدود کرد(+)

مورد دیگر  دیوید وان میل معتقد است آزادی بیان به خاطر فوائد زیادی که دارد ارزشمند است لذا اگر محدود کردن آن فوائدی برای دولت داشته باشد می توان آن را محدود کرد و از آنجایی که آزادی بیان در قالب فوایدی که بهمراه می‌آورد ارزشمند می‌شود، محدود کردن آن نیز باید بوسیله فوایدی که بهمراه دارد توجیه شود(+)

و به نظر می رسد محدود کردن دسترسی به این فیلم حداقل برای آمریکا در حوزه سیاست خارجی فوائدی به همراه خواهد داشت و ظاهرا سیاستمداران آمریکایی حتی منافع خود را هم برای محدود کردن این فیلم مد نظر نگرفته اند. 

روزنامه آلمانی "فرانکفورتر روند شای" در مقاله ای مطرح کرده است که :

انتشار فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (ص) سیاست خارجی آمریکا را به لرزه درآورد.

 برای آزادی بیان مرزهای دیگری هم مطرح شده است اما هدف از این نوشته کوتاه این بود که براساس نظریات خود  اندیشمندان آمریکایی هم در این مورد خاص آزادی بیان برای تهیه کنندگان این فیلم بی معناست.





طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: آزادی بیان، اوباما، فیلم موهن، جوئل فینبرگ، دیوید وان میل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 مهر 1391 | توسط : وحید | نظرات()

تو پست های قبلی بحث هایی در مورد اختلاف نظر و شیوه هایی برای بهترین برخورد با مخالفان را بیان کردم :

یکی دیگر از مسائلی که در مسیر یک گفتگوی سازنده مطرح است این است که :

چگونه می توان فردی را ملزم کرد به اینکه به چیزی باورمند شود.مثلا صداقت ،ارزشی که این روزها ارزش فراموش شده جامعه ماست؛ چگونه می توان فردی را به اینجا رساند که در رفتار و گفتارش صداقت داشته باشد.


اندیشمندان 3 راه را پیشنهاد کردند که می توان از آنها برای اجرای یک قانون و باور استفاده کرد:
1)نیروهای باوراننده
نیروی اول، نیروی باوراننده است. همان نیرویی که از آن به عنوان استدلال تعبیر می‌کنند. من اگر بخواهم که شما آنچنانکه من می‌خواهم زندگی بکنید، یا یک رفتار خاص شما آنطور باشد که من می‌خواهم، ابتدائا می‌باید در برخورد با شما از نیروی استدلال یا نیروی باوراننده استفاده بکنم.  نهاد تعلیم و تربیت(رسانه ها ،آموزش و پرورش ،دانشگاه ها و روحانیت) در یک جامعه این وظیفه را دارد که برای مردم برای مسائل و باورهای رایج استدلال بیاورد و سوالات را پاسخ دهد. 
 2) نیروی انگیزاننده
پس از اینکه جمیع نیروهای باوراننده در یک جامعه به کار افتادند، گروه اندکی هم ممکن است بمانند که نیروی باوراننده و استدلال بر آنها موثر نیفتد، در اینجاست که نیروی دوم به حرکت می افتد.
نیری انگیزاننده به این معنی است که ما در جامعه ، نظام پاداش و کیفری مناسب ایجاد می‌کنیم که این نظام، رغبت مردم را به انجام کاری که مورد نظر ما است، بیشتر بکند از رغبت آنها نسبت به انجام ندادن این کار. در واقع میل آنها را در انجام کار مورد نظر ما، غلبه بدهیم بر بی میلی آنها از طریق تشویق و تنیبه .
3)نیروی بازدارنده
نیروی بازدارنده شبیه کاری است که قوه قضاییه و پلیس انجام می‌دهد و شامل مجازات و کیفر و از این قبیل است.
نکته مهم اینجاست که اخلاق اقتضا می کند که در یک جامعه  دقیقا به همین سیر عمل کنیم نه برعکس. در واقع ابتدا فرد نسبت به باوری توجیه شود و دلایل آن باور یا قانون را بداند سپس مراحل بعدی  اجرا شود ؛حتی تقدم مرحله دوم بر مرحله اول هم غیر اخلاقی است و نوعی تشویق و تنبیه کور محسوب می شود .





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: باوراننده، انگیزاننده، بازدارنده، صداقت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 مهر 1391 | توسط : وحید | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic