امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


سلام

چند روز پیش به جوانی برخوردم که سؤالاتی در مورد دین داشت به یقینم شما نیز به چنین سؤالاتی از جوانان برخورد کرده‌اید. سؤال اینکه چرا دین؟ چرا دین‌داری؟ و اینکه مگر خدا در قرآن نگفته که اکراهی در دین نیست و بشر مخیر است که خودش انتخاب بکنه؟ با چند دقیقه گفتگو متوجه شدم که والدین این جوان مذهبی‌اند؛ و حال چرا این جوان دچار سرگردانی شده است جای تأمل دارد. البته باید بگویم هر بلایی که بر سر انسان می‌آید از افراط و تفریط است و متأسفانه این امر در مورد جوانان هم وجود دارد.

دسته ای جوانان را قشری جاهل و نافهم و ناشی و بی تجربه و غیر قابل اعتماد می‌دانند و آنان را برای هیچ امری از امور فردی و اجتماعی لایق نمی‌دانند؛ و به او مانند موجودی می‌نگرند که چشم بسته و بی چون و چرا به بزرگتر چشم بگوید. در مقابل، گروهی دیگر آنقدر دم از جوان و جوانی می‌زنند و آن قدر تعابیر عجیب و غریبی به کار می‌برند که حتی این امر بر خود جوان هم مشکوک می‌شود؛ و البته هر دو گروه به خطا رفته‌اند.

ولی خود جوان به دنبال هیچ‌کدام نیست جوان به دنبال رفع تشنگی درون خود است. جوان می‌خواهد با یک پاسخ خوب روح تشنه خود را سیراب کند. پاسخی که از سر صدق و صفا باشد نه مغرضانه و تعصبی.

جوان از هر قوم و ملتی که باشد و با هر رنگ و نژادی که باشد به طور فطری به دنبال معرفت و عشق پاکی است که خداوند در او به ودیعه گذاشته و نیز جوان در دوران جوانی بیشتر طالب اخلاق و سجایای اخلاقی است به همین خاطر دانشمندان روانشناسی این دوران را دوران ماورای طبیعی می‌نامند.

سن جوانی دورانی است که جوان نیاز به حمایت روحی دارد حمایتی که عاقلانه و عالمانه باشد. چاره درد جوان ما استفاده از روش دستوری نیست که باعث نفرت و دین گریزی باشد. درد جوان ما را تحمیل کردن دین چاره نمی‌کند چون دین پذیرفتنی است نه تحمیلی.

دستورات خشک جوان ما را سر گردان می‌کند و سر دو راهی قرار می‌دهد. امیدوارم تربیتمان جانانه باشد تا جوانان عاشق به دین شوند نه متظاهر به دین.

 





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: سؤالات جوانان، دین‌داری، اکراه در دین، افراط و تفریط، دوران ماورای طبیعی، روش دستوری، دین گریزی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()

ما همواره سعی میکنیم باورهای خود را با دلایل و استدلالات عقلی توجیه و تبیین کنیم. و در واقع باوری را صادق یا ممکن الصدق میدانیم که از مقدمات و نتایج عقلی تشکیل شده باشد همین را هم شرایط و ایده آل یک باور می دانیم. اما ظاهرا این سخن با این بار انحصاری نمیتواند درست باشد زیرا مستلزم غفلت از بخش بسیار مهمی از وجود معرفتی انسان است.
میتوانم منظورم را به این صورت توضیح دهم که :
بارها شده با افرادی بحث و مجادله میکنیم و در نهایت هم از نظر استدلال و برهان بر او می چربیم و غلبه میکنیم، اما عملا نمیتوانیم وی را به باور خود ملزم کنیم و از ناحیه ی وی مقاومتی خاص مشاهده میکنیم. ما معمولا در نگاه اول نام این مقاومت را تعصب منفی مینامیم و شدیدا آنرا محکوم میکنیم.
اما من فکر میکنم واقعیت حداقل در برخی موارد غیر از این باشد و افراد حق داشته باشند با وجود استدلالهایی که نسبت به یک باور وجود دارد، آنرا نپذیرند و در برابرش بایستند.
چرا که باور در تعریف انسانهای غیرخاص(1) هیچگاه فقط و فقط عقلانی نیست و واقعیت انسانها چه سنتی و چه مدرن پرده از رازی مهم می گشاید که به تاثیر غیر قابل انکار مسایل روانی و عاطفی در باور انسانها اذعان دارد.
شاید فکر کنیم تاثیر مسایل روانی و عاطفی فقط در انسانهای عادی و غیرمتفکر جریان دارد اما باز این نیز نادرست است و مساله از این هم جدی تر است. شاید بهترین شاهد برای این ادعا، شخصیت قرآنی حضرت ابراهیم باشد، آن هنگام که خطاب به خدای خویش می گوید:
«و إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِـی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـكِن لِّیَطْمَئِنَّ» (2)
و آن‏گاه كه ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنما كه مردگان را چگونه زنده مى‏كنى؟ فرمود: مگر باور ندارى؟ گفت: چرا، ولى از آن جهت كه دلم مطمئن شود.
به عبارت دیگر ابراهیم فرمود من باور خالص عقلی به معاد دارم اما میخواهم روح و روانم نیز با آن باور هماهنگ باشند.
البته معنی این سخن هرگز معیار بودن عواطف و احساست برای صدق حقیقت نیست و فقط اثباتگر نقش عاطفه در شکل گیری باورهایمان می باشد.
اکنون می توانیم حکمت توجهات دین به بعد روانی را دریابیم که در کنار توجه به بنیادهای عقلی از مسایل و روابط روانی و عاطفی بین خود و متدین غافل نمانده است. به همین دلیل است که کاریزما و جذابیت دین همواره مورد توجه بشر بوده است. همین سخن می تواند هشداری باشد برای صاحبان مناسب دینی که آگاه باشند که از مسایل روانی و عاطفی در جهت تبلیغ و ترویج و تبیین دین بهره ببرند. و هرگز نگذارند با شکلگیری عواطف و احساسات منفی  در جامعه، حقیانیت و حقیقت دین قربانی گردد.
نتیجه گیری:
انسان در سیر باورمندی نیاز به دو اقناع دارد:
1 – اقناع عقلی: که از استدلال و برهان عایدش می شود. و 2- اقناع راونی و عاطفی: که از رابطه ی شخص و باورش تشکیل میشود.

پی نوشتها:
1_ مقصودم از افراد خاص فقط فلاسفه هستند که تعهدشان در باورمندی فقط به عقل و استدلالهای آنست.
2- 260 بقره





طبقه بندی: + فلسفه دین،  + جامعه شناسی دین،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: اقناع انسان، اقناع روانی، اقناع عقلی، نقش عاطفه در معرفت انسانی، اسیب عاطفه در معرفت، شهود ابراهیم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()

تو پست های قبلی بحث هایی در مورد اختلاف نظر و شیوه هایی برای بهترین برخورد با مخالفان را بیان کردم :

یکی دیگر از مسائلی که در مسیر یک گفتگوی سازنده مطرح است این است که :

چگونه می توان فردی را ملزم کرد به اینکه به چیزی باورمند شود.مثلا صداقت ،ارزشی که این روزها ارزش فراموش شده جامعه ماست؛ چگونه می توان فردی را به اینجا رساند که در رفتار و گفتارش صداقت داشته باشد.


اندیشمندان 3 راه را پیشنهاد کردند که می توان از آنها برای اجرای یک قانون و باور استفاده کرد:
1)نیروهای باوراننده
نیروی اول، نیروی باوراننده است. همان نیرویی که از آن به عنوان استدلال تعبیر می‌کنند. من اگر بخواهم که شما آنچنانکه من می‌خواهم زندگی بکنید، یا یک رفتار خاص شما آنطور باشد که من می‌خواهم، ابتدائا می‌باید در برخورد با شما از نیروی استدلال یا نیروی باوراننده استفاده بکنم.  نهاد تعلیم و تربیت(رسانه ها ،آموزش و پرورش ،دانشگاه ها و روحانیت) در یک جامعه این وظیفه را دارد که برای مردم برای مسائل و باورهای رایج استدلال بیاورد و سوالات را پاسخ دهد. 
 2) نیروی انگیزاننده
پس از اینکه جمیع نیروهای باوراننده در یک جامعه به کار افتادند، گروه اندکی هم ممکن است بمانند که نیروی باوراننده و استدلال بر آنها موثر نیفتد، در اینجاست که نیروی دوم به حرکت می افتد.
نیری انگیزاننده به این معنی است که ما در جامعه ، نظام پاداش و کیفری مناسب ایجاد می‌کنیم که این نظام، رغبت مردم را به انجام کاری که مورد نظر ما است، بیشتر بکند از رغبت آنها نسبت به انجام ندادن این کار. در واقع میل آنها را در انجام کار مورد نظر ما، غلبه بدهیم بر بی میلی آنها از طریق تشویق و تنیبه .
3)نیروی بازدارنده
نیروی بازدارنده شبیه کاری است که قوه قضاییه و پلیس انجام می‌دهد و شامل مجازات و کیفر و از این قبیل است.
نکته مهم اینجاست که اخلاق اقتضا می کند که در یک جامعه  دقیقا به همین سیر عمل کنیم نه برعکس. در واقع ابتدا فرد نسبت به باوری توجیه شود و دلایل آن باور یا قانون را بداند سپس مراحل بعدی  اجرا شود ؛حتی تقدم مرحله دوم بر مرحله اول هم غیر اخلاقی است و نوعی تشویق و تنبیه کور محسوب می شود .





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: باوراننده، انگیزاننده، بازدارنده، صداقت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 مهر 1391 | توسط : وحید | نظرات()
محبوبترین"هر جمعه نه هر لحظه ، من منتظرت هستم.
در کسوت بی تابی اتش زده محجوبم           یعقوب نیم اما هم گریه ی یعقوبم
ای یوسف لیلایی ای عشق زلیخایی               یارا به خدا سوگند تو دل خوشی مائی

                                     
دیشب به مراسم نامزد کنون یکی از بچه های فامیل رفتم،جمعیت را کامل از فامیل و غیر فامیل میشناختم،بین جوونای مجلس مثل همیشه بحث های روشنفکری بود،اما یه عده ای بودن نظامی ،یه عده ای کارگر ،دانشجو،دو سه تا طلبه هم بودو......چندتا از آقایانی که از نظر وضع اقتصادی قوی بودن با طعنه و کنایه شروع کردن به تیکه و متلک به مملکت و وضع اقتصادی و غیبت و تهمت به این مسول و اون مسئول و زمین زدن فلان سیاستمدار و........نکته جالبی که میخوام براتون بگم اینه که من در کنار یکی از کارگرهای مجلس بودم دستاش پینه بسته بود چهره رنج دیده ای داشت و صدای خسته اما کلامی پر از حکمت و دلنشین،بعد از اینکه متلک های به اصطلاح مایع دارای جمع تموم شد و هر کدوم به سلامتی کارشناسی امور سیاسی کردن و نظریات ارزشمند سیاسی خودشونا دادن، از این کارگر جملاتی شنیدم که شاید تلنگری باشه برای همه ما ،میگفت من شب که خسته میام خونه در کنار خانوادم با خوشبختی و خوش اخلاقی و البته کمی گله گی زنانه شام میخوریم و بعداز چند ساعت دور هم بودن یه دوش میگیرم و با جسمی خسته نمازما میخونم و سرم را روی بالش میزارم میگم خدایا راضیم به هر چه تو صلاح میدونی برای من ،اما نمیدونم چرا این روزا مردم اینجوری شدن با این که وضع اقتصادی بدی هم داریم اما فشار به یه عده ای نمیاد (اشاره کرد به یکی از آقایون حاضر در مجلس گفت فلانی تو که از زمین داری خونه داری ماشین ...) انقدر اهل گله و نق زدن شدن،میگفت هیچ وقت دوست نداره پولدار بشه و مثل این آقایون دو رکعت نمازش و درد و دلش با خدا و کانون گرم و صمیمی خانوادشا از دست بده
خیلی دوست داشتم باهاش صحبت کنم....................

طمع، حرص در روایات اسلامى

1- در حدیثى از پیامبر اكرم(ص) مى‏خوانیم كه به امیرمؤمنان على(ع) فرمود: «اعلم یا على! ان الجبن و البخل و الحرص غریزة واحدة یجمعها سوء الظن!; بدان اى على! كه ترس و بخل و حرص، یك غریزه هستند و همه در سوء ظن(به خدا) خلاصه مى‏شوند!» 1
نظر شما چیه آیا این یه قاعدست ؟هرکی بیشتر داره بیشتر اهل نق زدنه؟
راستی به جعل حدیث یکی از دوستانم گوش کنید؟
من دخل فی وبلاگی ولم یجعل فیها کامنت انی اقول له کن سوسک فیکون
اگه عربیت مث من خوب باشه میفهمی

میزان الحكمة، جلد 1، صفحه 588، شماره‏3139.




طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: حرصر، طمع،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391 | توسط : بین الحرمین | نظرات()

انسان، موجودی لذت‏ طلب است که دوست دارد به تمام آمال و آرزوهای دنیای خود برسد، ولی رحم کوچک جهان نمی‌تواند دل بزرگ آدمی را پر کند و وقتی انسان نتوانست به خواسته های خود برسد بن بست و خلأ را احساس می‌کند و به خستگی می‌رسد و قرن بیست و یكم به این حقیقت رسیده است که انسان حتی اگر به تمام لذت‌های دنیا برسد باز احساس خلأ دارد. «ناتانیل براندون» درباره همین پوچی و خلأ معنوی مردی را توصیف می‏كند كه فردی جذاب، با حرارت و پرانرژی، شیك، خوش‌گذران و متجدد است. از مسافرت‏ها و عیاشی‏هایش تعریف می‏كند، اما ناگهان با همه توصیف‏ها، درخواست گفت‏وگویی خصوصی و صمیمانه را می‏كند و می‏گوید: ناتانیل! من می‏خواهم هر طور هست، با تو مطلبی را در میان بگذارم. می‏خواهم یك روز نهار را با هم صرف كنیم، تا پیش تو در دل كنم. من نمی‏توانم این خلأ درونی خود را تحمل كنم. سپس دستش را روی سینه گذاشت و گفت: 
 «این درون، خالی و تهی از همه چیز است، هیچ چیز در این سینه نیست، نه احساس و نه هیچ چیز دیگری، زبانم از گفتن قاصر است. قابل بیان نیست، نمی‏دانم چگونه آن را شرح دهم ...» . (1) 
چون دنیا انسان را به حقیقت و آرامش درون نمی‌رساند پس انسان دوست دارد از این تنگنای دنیا فراتر رود پس به غیب ایمان می‌آورد و گرایش به ماورای حسیات دارد. انسان وقتی ارزش وجودی خود را شناخت و فهمید، یا احتمال داد كه دنیاهای گسترده‏تری وجود دارد؛ احساس تنگنا می‏كند. با این شناخت دنیا برایش دنیا زندان می‏شود. همان‌طوری كه امیر مؤمنان علی علیه‌السلام فرموده است: «آنان (مؤمنین) با سرپوش اجل در دنیا نگه داشته شده‏اند». (2) 
آری وقتی انسان خالص شد و از ناخالصی‌های دنیا رها شد با عالم دیگری پیوند می‌خورد و روحش پرواز می‌کند همان‌طوری که آب درون ظرف، وقتی حرارت می‏بیند و ناخالصی‌هایش جدا می‏شود، سبك شده، بخار می‏گردد؛ و آن حس كنجكاوی و ویژگی پرسش گری انسان است. گویی آدمی پشت دیوار است و مدام به دیوار می‏كوبد تا از آن طرف دیوار با خبر شود و از حصار دنیا رهایی یابد. 
در اندرون من خسته دل ندانم چیست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ 


آری انسان در درون خود غوغایی دارد که باید آن را به آرامش برساند و همیشه فکر بشر این بوده است که با رسیدن به صنعت خوب و یا پیشرفت به آرامش می‌رسد. ولی این آرامش حاصل نشد و بشر غرب هر چند صنعت و رفاه دارد ولی به غربت و تنهایی رسیده است و فریاد اعتراض بشر قرن بیست و یکم بلندتر از انسان دیروز است. اوژن یونسكو (نویسنده‏ای كه با نوشتن چند نمایشنامه‏ شهرت یافت)، با این شهرتش در آخرین مصاحبه‏اش می‏گوید: 
 «من یك عمر به نوشتن نمایشنامه ادامه دادم. چون نمی‏توانستم كار دیگری بكنم؛ اما همیشه حسرت این را داشتم كه كاش توانسته بودم كار دیگری بكنم ... كاش استعدادش را داشتم كه راهب بشوم ... تنها یك امید باقی می‏ماند، روز رستاخیز». (3) 
-----------------------------------------------------
پی‏نوشت‏ها: 
1. انسان بدون خویشتن، ناتانیل براندون
2. نهج البلاغه، خطبه 193  
3. از پوچی تا خدا، ترجمه سعید شهرتاش 
(به نقل از نگاهی دوباره به انتظار، مجید حیدری نیك) 





طبقه بندی: + فلسفه دین،  + روان شناسی دین، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()


یکی از ثمرات فضای مجازی خصوصا تالارهای گفتگو و وبلاگ تبادل نظر و اندیشه است.

شاید از زمان به وجود آمدن سرویس هایی مثل بلاگفا و میهن بلاگ و سایر فضاها، هزاران نظر چالشی میان کاربران رد و بدل شده است؛ اما یک مشکل معمولا در میان مطالب چالشی همیشه وجود دارد.

اینکه کمتر کسی می تواند از نظرگاه دیگری به آن موضوع نگاه کند.

به نظر من این یک بیماری است.
بیماری درك نكردن و خود را جای دیگری نگذاشتن و اینكه نتوانیم از پنجره نگاه دیگران به دنیا بنگریم به این بیماری می گویند جمود
یكی از هنرهای انسانهای بزرگ این است كه توانسته اند از پنجره نگاه دیگران به دنیا و پیرامونشان بنگرند.
گاهی فكر كنیم آنكه به خدا ایمان ندارد چه شد كه به خدا ایمان نیاورد ،آنكه بودایی است چه شد و چه مجموعه باورها و مجموعه رفتارها را دید كه بودایی شد ،اساسا آنكه مخالف من است ،مخالف باورهای من است چرا مخالف است ؟

این كار مستلزم این است كه بصورت دستوری و (نه واقعی ) از برخی از باورهایمان جدا شویم و دنیا را از نظرگاه طرف مقابل ببینیم  به قول انگلیسی ها یكبار پاهایمان را در کفش آنها کنیم تا بیابیم که آن فرد بی خدا  چگونه به عالم نگاه کرده‌اند که مثلا خدا را در عالم ندیده‌اند. اگر چنین کاری بتوانیم بکنیم ما درواقع توانسته‌ایم از جزم و جمود رهایی یابیم.

اگر من معتقد شدم برای نگریستن به عالم فقط یك پنجره وجود دارد و آن پنجره در ذهن و اندیشه من است این یعنی اول بدبختی یك انسان و سقوط علمی و اخلاقی.
چون كسی كه معتقد است بهترین دید و پنجره مال اوست  «من» او  می شود محور عالم و همه چیز باید بر اساس خواست من تغییر كند و این عین تفرعن است  و تكبر است در قرآن شاید بتوان نمونه ای از این معنا كه دنیای دیگران را ترسیم كنیم ذكر شده است در اینجا كه فرموده است:

ایود احدکم ان تکون له جنة من نخیل و اعناب تجری من تحتها الانهار له فیها من کل الثمرات و اصابه الکبر و له ذریة ضعفاء فاصابها اعصار فیه نار فاحترقت کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون
آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است، و برای او در آن- باغ- از هرگونه میوه ای- فراهم- باشد، و در حالی که او را پیری رسیده و فرزندانی خردسال دارد، – ناگهان- گردبادی آتشین بر آن- باغ- زند و بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات- خود- را برای شما روشن می گرداند، باشد که شما بیندیشیدو تفکر کنید. (1)
همین ترسیم دنیای دیگران در واقع به نوعی ترغیب به این معناست كه كمی از دنیای فعلی خود فاصله بگیریم و به نوعی دنیای دیگران را هم تجربه كنیم.


پی نوشت
1)سوره بقره /266




طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: نظرگاه، تدین، بی خدا، انگلیسی، پا در کفش دیگران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 4 شهریور 1391 | توسط : وحید | نظرات()

انسان متكى به خداوند، در حوادث، آرامش خود را از دست نمى دهد، مانند جامى فلزى كه در صورتى با وارد شدن ضربه، مرتعش خواهد شد كه به جایى تكیه نداشته باشد.
اگر به جام فلزى كه در حالت رها است ضربه اى وارد شود، مدتها ارتعاش خواهد داشت، ولى اگر جام را با دست بگیریم و ضربه اى به آن وارد كنیم دیگر ارتعاشى نخواهد داشت. انسانى كه تكیه گاه ندارد و خدا او را نگرفته است، با یك ضربه آرامش خود را از دست داده و تا مدتها مضطرب و سر در گم و حیران خواهد ماند. اما كسى كه متّكى به خداست و دلش به او آرام شد، و خدا او را گرفته است، در مقابل ضربات مضطرب نخواهد شد و آرامش خود را حفظ خواهد كرد.[1]
كسى كه علوم تحصیلى را با جان و گوهر هستى خود پیوند زده باشد، مى تواند به مصداق «من حفظ من امتى اربعین حدیثا، بعثه الله یوم القیامة فقیها[2]» در قیامت فقیه مبعوث شود، زیرا او این دانش را با خود به برزخ برده، در قیامت نیز عالم محشور شده و اذن شفاعت دیگران را نیز پیدا مى كند. كسى كه بتواند علم را كه حسنه اى الهى است تا برزخ و قیامت به همراه ببرد، یعنى كسى كه نه تنها فعل حسن و نیكو انجام داد، بلكه بتواند با «حسنه» از دهلیز مرگ بگذرد و در معاد با حسنات دنیایى خود همراه باشد، در آنجا به اضعاف آن، پاداش خواهد گرفت: «و من جاء بالحسنة فله عشر امثالها[3]». اما كسى كه علم را تنها خرج نام و نان كرده باشد و با هستى آن وحدت و یگانگى نیافته باشد، در قیامت به تباهى و هلاكت آنچه كرده پى خواهد برد: «اولئك حبطت اعمالهم[4]
».[5]
بنابراین علم و معرفت و هر عملی که الهی باشد باعث آرامش و درمان اضطراب خواهد شد چرا که در اینها تکیه گاهی عظیم به نام «الله» وجود دارد و در غیر اینصورت «وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا[6]»

-------------------------------------------------------------

[1] مثل ها و پند ها- حائرى شیرازی / ج 2

[2] پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كسى از امّت من چهل حدیث - در مورد مسائل دینى كه مردم به آن نیاز دارند- حفظ كند خداوند در روز قیامت او را فقیه بر انگیزد.

[3] سوره انعام، آیه160 (هركسى كار نیكى به جا آورد, ده برابر به او پاداش داده مى شود)

[4] سوره توبه، آیه17 (اینان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه خواهد شد)

[5] فصلنامه حوزه و دانشگاه-شماره 9

[6] سوره اسرا، آیه 82 (ستمگران را جز خسران نمى افزاید)





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic