امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟


این روزها از رمضان و روزه زیاد می شنویم اینکه این ماه ،انسان را یک قدم به خدا نزدیکتر می کند و این آیه به کرات شنیده می شود که

....كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(1) و آیات دیگر

در عصری كه خوردن یك دغدغه اساسی شده و انواع و اقسام طعم ها و مزه ها درست شده و در تبلیغات با زبان بی زبانی انسان را به شكم بارگی فرا می خوانند سختی رمضان و گرسنگی و تشنگی آن چه جایی دارد؟؟


بله رمضان رنج دارد ،سختی دارد گرسنگی و تشنگی دارد ؛ آن هم در ساعات طولانی تابستان اما وقتی به این می اندیشم كه زندگی متعالی بدون ریاضت نمی شود آرام می شوم وقتی به این جمله ها  توجه می كنم كه

هیچ كس بدون ریاضت به جایی نمی رسد 

شریف‌ترین چیزهای جهان، تلخ‌ترین چیزهای جهان است

عالم ،عالم قربانی كردن است سیستم این دنیا طوری است كه تا چیزی از تو نگیرد چیزی به تو نمی دهد

  وقتی به این ها فكر می كنم می بینم ارزش دارد گرسنگی و تشنگی كه همراه با تعالی باشد و ما را از دل این فضای مصرفی دنیای مدرن دور كند و ببرد در دل قناعت و كم خوردن و اساسا كم خواستن
به قول مولانا
جمله نا خوش، از مجاعت خوش شده است    جمله خوش ها بی مجاعت ها رد است(2)

پی نوشت
1
بقره 184
2
مثنوی/ دفترپنجم،2833-2832





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: رمضان، گرسنگی، روزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 31 تیر 1391 | توسط : وحید | نظرات()


یکی از عمیق ترین دردهای انسان، درد تنهایی است و این تنهایی برای انسان هایی که عاطفه بیشتری دارند دردناک تر و تحملش سخت تر است .تنهایی می تواند معانی مختلفی داشته باشد اما از یک منظر تنهایی به سه نوع تنهایی تقسیم می شود:

تنهایی نوع اوّل

اینکه انسانها مرا درک نمی‏کنند؛ چالشهای روانی‏ ای در من وجود دارد که دیگران از درک آنها ناتوانند. احساس اینکه لایه ‏هایی در روح ما وجود دارد که غیر از خود ما در دسترس دیگری قرار ندارد، ما را به تنهایی می‏رساند.این تنهایی ،در خلوت ها خودش را به شدت نشان می دهد وقتی انسان خودش هست و خودش و هیچ چیزی میان او و خودش نیست.

تنهایی نوع دوم

  اینکه اگرچه کسانی هستند که مرا درک می‏کنند، امّا اینان بر رفع مشکلات من قادر نیستند. اینان دارویی برای درمان دردهای نهفته روحی من ندارند.اینها تنها مرا درک می کنند و نهایتا اینکه می گویند برایمان حرف بزن تا خالی شوی اما برای این دردها درمانی ندارند این احساس دوم جانسوزتر از احساس اوّل است.

تنهایی نوع سوم

این تنهایی که  از همه عمیقتر است این است که هیچ کس به من نزدیک نمی‏شود مگر اینکه چیزی از من بگیرد، نه اینکه چیزی به من بدهد. حتّی مردان خدا نیز از این احساس برکنار نیستند و اگرچه چیزی را که می‏گیرند معنوی است نه مادّی، ولی در هر صورت برای نفع خود به من نزدیک می‏شوند، برای نفع خودِ معنویشان. اگرچه ایثار می‏کنند، امّا در ایثارشان که مادّی است، طلب تعالی معنوی و روحی می‏کنند.

حتّی عمیقترین محبّتهای مادر گرچه بدون هیچ چشمداشت مادّی است ولی او در واقع در پی آرامش روانی خویش است

این شرایط خاص زندگی بشری باعث شده  که برخی(1) اساسا علت گرایش به دین را پرکردن این حس تنهایی بدانند.

در کلام و الهیات این بحث مطرح است که خدا در ارتباط با ما هیچ سودی نمی برد و او جامع همه صفات عالیه است و هیچ نیازی ندارد تا آن را پر کند

خدای ادیان این چنین است: می‏آفریند تا آفریده باشد، می‏دهد تا داده باشد بدون هیچ گونه چشمداشت.

با توجه به این شرایط  انسان متدین هیچ وقت احساس تنهایی عمیق و جانسوز ندارد ،او به محض اینکه شرایط برایش سخت شد و مشکلات سینه او را فشرد، با ذکر خدا می تواند ورق را برگرداند و انرژی بگیر خدایی که می داند در ارتباط با او چیزی نمی خواهد .

 

 

پی نوشت

1) Erich Froomm





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: تنهایی، نیاز به دین، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 تیر 1391 | توسط : وحید | نظرات()

مقدمه ی اول: انسانها عموما برای رسیدن به موفقیت و کمال در اغلب زمینه ها نیازمند الگو هستند از زمینه های اجتماعی مانند حکومتی گرفته تا زمینه های فردی مانند مسایل اخلاقی و رفتاری. طوریکه مدل پذیری حکومتها از یک الگوی برتر حکومتی امری مرسوم و البته معقول محسوب می شود.
در زمینه ی امور تربیتی هم ارایه الگو و الگو دهی از بهترین شیوه های تربیتی شناخته می شود. زیرا همواره از این ویژگی ذاتی برخوردار است که مسایل تربیتی و کارآمدی انها را در یک مثال عینی و مجرب (الگو) در اختیار دیگران قرار دهد. و اصطلاحا مشکی است که خود می بوید تا که عطار بگوید.!
مقدمه ی دوم:در یک تقسیم بندی کلی می توان الگوها را به دو نوع کلی تقسیم کرد :
1 – الگوی دینی و 2- الگوی غیر دینی
می توانم منظور را از الگوی دینی به این شکل توضیح دهم که : مدل و الگوییست که ریشه در دین و اعتقادات دینی دارد که می تواند در قالب شخصیتهایی نظیر پیامبران و ائمه و به طور کل شخصیتهای دینی-مذهبی تحقق یابد.
در این تقسیم بندی الگوی دینی در برابر الگوهای مکاتب مختلف عرفانی و فلسفی و شخصیتهای آندو قرار می گیرد.
مقدمه ی سوم : از دیدگاه عقل هر انسانی می تواند از هر الگویی که برای او نشانگر راه کمال و موفقیت باشد، بهره جوید ، اما سوال من که اساس این نوشتار را تشکیل می دهد این است که الگوی دینی از چه امتیازی نسبت به الگوی غیر دینی برخوردار است؟
به عبارت دیگر آقای x که از یک الگوی دینی بهره می برد، از چه امتیازی نسبت به آقای y که از الگوی غیر دینی تبعیت می کند ، برخوردار است؟
در کنار انواع امتیازهایی که می توان برای الگوی دینی در نظر گرفت، مطمینا باید یکی از بهترین آنها را در همان کارکرد روانی دانست که می تواند برای شخص متدین زمینه ساز آرامشی بی نظیر و نهایتا یاری کننده ی رسیدن به زندگی بهتر باشد.
با این توضیح که تبعیت شخص متدین از الگوی دینی علاوه بر آن جهات و مزایای مشترک که با الگوی غیر دینی دارد، می تواند از دو جهت دیگر نیز شرایط بهتر و برتری برای وی به وجود بیاورد که عبارتند از :
1 – متدین در تمام مدت الگوپذیری و عمل براساس آن، از این احساس برخوردار است که در حال انجام یک رفتار دینیست، خصوصا که معمولا رابطه ی بین متدین و الگوی دینی برمبنای مهر و عشق تعریف می شود.
2- به تبع همان جهت اول و  براساس آموزه های دینی، الگوی دینی از این ویژگی برخوردار است که بتواند در این دنیا و دنیای دیگر یا همان عالم آخرت از متدین دستگیری (1) (شفاعت) کند. که صرف این اعتقاد (فارغ از چند و چون آن) احساس حمایت خاصی به متدین اعطا می کند که باز از لحاظ روانی بار بسیار مثبتی دارد.
نتیجه گیری : پیروی متدین از الگوی دینی که معمولا هم عاشقانه صورت می گیرد حاوی یک کارکرد بسیار مهم روانی است و به متدین این قوت قلب را می دهد که همواره و در همه جا از احساس یاری و مدد معنوی الگوی خود بهره مند خواهد بود.

پی نوشت :
1 - «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» «2»، چه كسى در نزد او (خداوند) شفاعت‏ میكند مگر به اذنش؟ سوره بقره ایه 255





طبقه بندی: + جامعه شناسی دین،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: الگو، الگوی دینی، الگوی غیر دینی، آرامش روانی، زندگی بهتر، الگو پذیری، اثار الگوی دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 18 تیر 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()

سلام دوستان عزیز

امروزه دین شناسان سعی دارند که گوهر(نگاه داشتنی) و صدف(دور انداختنی) دین را از یکدیگر جدا کنند. آیا عقاید و اعمال (احکام و اخلاق) ، هر دو گوهرند یا یکی از آنها گوهر و دیگری صدف است؟

بهتر است به جای این که پاسخ سؤال را از این و آن بپرسیم، از خود دین بپرسیم، و به جای ملاحظات برون دینی به سراغ ملاحظات درون دینی برویم.

آنچه از ملاحظه برخی از آیات و روایات به دست می‏آید، این است که عمل هم مانند اعتقاد، گوهر دین است؛ چرا که اگر عمل فاسد شود، عقیده هم فاسد می‏شود. قرآن می‏فرماید:

« ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءى أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ » .[1] 

سرانجام کسانی که بدی کردند، این بود که آیات خدا را مورد تکذیب قرار دادند و آنها را استهزاء کردند.

ابوعمرو زبیری از محضر امام صادق(‏علیه السلام) سؤال می‏کند که آیا ایمان، قول و عمل است یا قول بدون عمل؟

حضرت در پاسخ وی فرمود:

« الإیمان عمل کلّه و القول بعض ذلک العمل بفرض من الله بیّن فی کتابه واضح نوره... ».[2] 

ایمان، همه‏اش عمل است. قول هم بعضی از عمل است که خدا واجب کرده و در کتابش بیان نموده و نورش واضح است.

آنگاه طی توضیحات مفصلی بیان کرده که عمل دل، اقرار و معرفت و اعتقاد و عمل زبان، تعبیر از آنچه در دل است و عمل گوش شنیدن آیات خدا و ترک محرمات و عمل چشم، اعراض از گناه و عمل دست، ترک حرام و صدقه و انفاق و جهاد و عمل پا، نرفتن به سوی معاصی و عمل پیشانی، سجده و عمل جوارح، طهارت و نماز است.

در این صورت، چه کسی می‏تواند عمل را که خود ایمان و خود دین است، از گوهر دین خارج کند و آن را به قشر و صدف، منتقل گرداند؟

وقتی اسائه، انسان را به تکذیب آیات الهی می‏کشاند و او را به استهزاء آیات نورانی وحی وادار می‏کند، طبعاً احسان، انسان را به تصدیق آیات الهی و فرود آوردن سر تسلیم در برابر پیام وحی وا می‏دارد و این، دلیل است بر اهمیت والای عمل.

وقتی کار دل و چشم و گوش و زبان و دست و پا و جوارح در عرض هم قرار می‏گیرد و همه آنها در ساختار گوهر دین، از ارکان و عناصر لازم شمرده می‏شود، یکی را در متن و دیگری را در حاشیه قرار دادن، یا این که یکی را مغز و دیگری را پوست شناختن، یا این که یکی را گوهر و نگاه داشتنی و دیگری را صدف و دور انداختنی تلقی کردن، به دور از انصاف و درایت و عقل است .[3]



[1] سوره روم : آیه 10

[2] بحار الأنوار : 69/23

[3] گوهر و صدف دین / نویسنده : احمد بهشتی





طبقه بندی: + فلسفه دین،  + روان شناسی دین، 
برچسب ها: گوهر، صدف، عقاید، اعمال، امام صادق(‏علیه السلام)،
مطالب مرتبط: آیا تجربه دینی گوهر دین است؟، مطالعه درون دینی و گوهر دین، شلایرماخر و گوهر دین، گوهر دین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 14 تیر 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()
نیروی جاذبه و نیروی گریز از مرکز دو قانون اصیل در طبیعت هستند که آرامش و ادامه ی حیات طبیعت مرهون تناسب و تعادل میان آندو می باشد. و اگر چنانچه برای لحظه ای از اعتدال خارج شوند ، می توانند طومار نظم و نظام هستی را در هم بپیچنند.
این دو قانون از آن جهت قابل توجه و دقت نظر بیشتری هستند که علاوه بر طبیعت ، در مورد برخی پدیده ها از جمله ادیان و مکاتب مختلف و حتی در رابطه ی فرد با افراد دیگر نیز جاری و ساری هستند.
از نظر روانشناسی یک فرد همانطور که باید از جاذبه برخوردار باشد به همان ترتیب باید از دافعه نیز برخوردار باشد. زیرا یک فرد نه توان جذب همه ی افراد را دارد و نه به لحاظ سلامت روانی اجازه ی این کار را دارد. چه اینکه صرف قصد یک فرد برای راضی نگه داشتن افراد مختلف ، با استقلال معمول و آزادی معقول فرد منافات دارد. و یقینا نبودن اصول آزادی و استقلال در افراد می تواند صدمات جبران ناپذیری بر سلامت روانی فرد وارد کند.
دین نیز به عنوان یک پدیده به جهت برخورداری از یک سری جهانبینی و باید نبایدهای خاص ، طبیعیست که هر دو قانون جذب و دفع برخوردار باشد.
جاذبه ی دین را با محوریت عشق و محبت می توان در دو دسته ی عمده شناسایی کرد
1_ در خود ذات و اساس دین : که گاهی دین به محبت و عشق تعریف می شود. (1)
2- در گزاره های درون دینی : مانند عموم گزاره های اخلاقی و تاکیدی که دین در باب اصول  همزیستی انسانها دارد.
این دو می توانند چهره ی جذاب و اولی دین را تشکیل دهند.
اما از طرفی احتمال دارد اجرای اجتناب ناپذیر برخی از احکام مجازات و حدود همچون قصاص باعث تولد چهره ای متفاوت از دین شود که با چهره ی اولی و زیبای از دین اختلاف داشته باشد.
شاید در نگاه اول برخی به محکومیت چهره ی دوم رای دهند اما وقتی همان افراد عمیقا در مساله تفکر کنند خواهند دانست که چهره ی دوم امری اجتناب ناپذیر برای دین است همانطور که برای تمام نظامهای حقوقی و قانونی دنیا همین صورت را دارد.
چه اینکه این گونه مجازات و حدود جز در جهت حفظ امنیت و نظم جامعه نیست (2) فلذا تا زمانی که جایگزینی مناسب نداشته باشند، باید وجود داشته باشند. با آنکه ممکن است خود دین هم دل خوشی از آن چهره نداشته باشد طوری که تمام قوای خود را از گزاره های اعتقادی گرفته تا اخلاقی بسیج کرده بود ، تا از بروز زمینه های چهره ی دوم جلوگیری کند.
این بسیج قوا تا آنجا ادامه می یابد که حتی بعد از وقوع حادثه یی چون قتل دین در کنار مشروع دانستن حق قصاص برای اولیای مقتول (3) ، باز به آنها توصیه می کند در صورت نبود ضرورت و وجود امکان گذشت ، از خطای قاتل در گذرند (4) تا هم از لذت بخشش بهره مند شوند و هم از پاداشهای الهی.
و اگر چنانچه اولیای مقتول قصاص را خواستار شدند، دین باز با وجود اجرای قصاص همچنان فرد قصاص شده را محترم دانسته و سایه رحمت و عطوفت خود را بر او نیز می گستراند فقط وی را به خاطر ارتکاب خطای قتل گناهکار شناخته و کفاره ی آن را نیز حکم معین قصاص قرار داده است.
حاصل سخن اینکه : چهره ی اصیل و واقعی از دین ، همان چهره ی عطوف و مهربان است. موید این سخن علاوه بر مطالب قطره گونه ی بالا، تاریخ سراسر رحمت و محبت اولیای دین و اصحاب معرفت می باشد.

پی نوشتها:
1- امام صادق علیه السلام : هل الدین الا الحب. آیا دین چیزی جز محبت هست؟ (دین چیزی جز محبت نیست)
2- وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاة. و برای شما در قصاص زندگی هست. سوره بقره ایه 179
3-ُ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا. اسرا 33
و کسی که خون مظلومی را به ناحق بریزد ما به ولی او حکومت و تسلط بر فاتل می دهیم که در مقام انتقام آن ولی دم ، و ااسراف نکند و از جانب موید و منصور خواهد بود.
4- فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كفَّارَةٌ لَهُ. مایده 45.
و هركه از آن [قصاص] درگذرد، پس آن، كفّاره [گناهان ]او خواهد بود




طبقه بندی: + فلسفه دین،  + جامعه شناسی دین،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: جاذبه دین، دافعه ی دین، مجازات دین، پاداشهای دین، چهره ی زیبای دین، چهره خشن دین، خشونت، عطوفت، رحمت، مجازات، فلسفه ی مجازات، قتل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()

 


یكی از توصیه هایی كه همواره از سوی ادیان مطرح شده است این بوده كه

گناه نكنید

من  اینجا روی یك نكته اساسی در تاثیرات گناه یا خطای اخلاقی ،تاكید می كنم.

اینكه گناه در اندیشه دینی و اساسا ساحت ذهن گناهكار تاثیر داره  یا نه ؟

معمولا مباحث الهیات در این مساله نقش پررنگی دارد یك ذهنی كه در فضای دینی، ذهن یك انسان گناهكار محسوب می شود متفاوت می اندیشد تا ذهن یك انسان قدیس.

در واقع بحث بر سر این است كه همیشه افكار ما بر اعمال ما اثرگذار نیستند گاهی اعمال ما هم بر افكار ما اثرگذارند

بر اساس این نظریه شك نسبت به مقولات دینی گاهی هم اساس علمی ندارد(ضمن تایید اینكه در بیشتر موارد ریشه علمی دارد) و این كاملا ممكن است كه  برخی وقت ها گناه باعث سست شدن باور دینی میشه و باعث میشه نگرش انسان به جهان عوض بشه در واقع جدای از اینكه افعال انسان گناهكار با انسان بی گناه تفاوت داره اندیشه یك انسان گناهكار با اندیشه یك انسان بی گناه هم با هم فرق داره .شاید خیلی از شك هایی كه برخی به دین دارند جدای از بحث های علمی به خاطر انباشت گناه باشد

یاد سخنان عارفی افتادم كه همیشه تاكید داشت كه جانتان را از پلیدی پاك كنید بعد دنبال علم بروید كه اگر وجودتان به گناه عادت كرده باشد علمتان هم به درد نمی خورد

اتفاقا تاكیدات قرآن هم به همین اشاره دارد یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه(1) كار انبیا ابتدا پاك سازی انسانها بوده(تزكیه) و بعد آموزش.

گویی انبیا می دانستند كه اندیشه ای و فكری كه وجود صاحبش آمیخته به گناه باشد اندیشه درستی نیست.

 

پی نوشت

1.جمعه/2





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: گناه، معرفت، شك و شكاكیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 27 خرداد 1391 | توسط : وحید | نظرات()



یکی از نظریاتی که در باب  سرچشمه فعل اخلاقی مطرح می شود ، نظریه وجدانی است. چنانچه تصریح شده ، این نظریه متعلق است به جناب کانت ، دانشمند و نابغه آلمانی که همطراز با ارسطو و افلاطون است .

طبق این نظریه محور و سرچشمه هر فعل اخلاقی باید و نبایدهایی است که وجدان انسان آن را معین می کند. کاری که وجدان گفت بکن ، باید انجام داد و کاری را که گفت نکن ، نباید انجام داد.

اگر شخصی ایثار می کند ، یا برای نجات دیگری جان خود را به خطر می اندازد ، به خاطر آن نیرویی است که در درون انسان به او الهام می کند و جایی برای استدلال آوردن و چون و چرا کردن نمی گذارد، چون وجدان خودش اساس است و دستوراتش فطری و مادر زادی و حکمش مطلق  و مصلحت اندیشی در آن راه ندارد . اگر بگوید فلان کار خوب است ،یعنی خوب است و به خاطر مصلحتی، بد نمی شود.

این نظریه وجدان ، نظریه درستی است اما یک اشکال دارد و آن این که  کانت وجدان را «تعیین کننده تکلیف»  برای  انسان می داند، و برای آن وجود استقلالی ای قائل است و بیان نکرده که چطور می شود یکباره انسانی آفریده شود ، و نیرویی مستقل در آن  بوجود بیاید ، که می گوید این کار را باید بکنی و آن کار را نه، در حالی که باید نیرویی ورای وجدان باشد که آن را در درون انسان قرار داده باشد چنانچه خداوند در این آیه از قران که می فرماید: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا »1  به این مطلب اشاره دارد که ، وجدانیات ناشی از فطرت خداشناسی انسان است نه وجود استقلالی آن.

....................................................................

اقتباس از کتاب فلسفه اخلاق شهید مطهری

1-ترجمه:(سپس پلیدكارى و پرهیزگارى‏اش را به آن الهام كرد) سوره شمس آیه 8




طبقه بندی: + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: نظریه وجدانی، کانت، فطرت خداشناسی، الهام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic