امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟

برای هر نوع حکومتی (چه دینی و چه غیر دینی) قدرت و اعمال آن به عنوان یک ویژگی ذاتی مطرح است. و در ابعاد مختلف ، می تواند در جهت حفظ و کسب منافع ملت خود از این حق ذاتی خود بهره ببرد.
اما سوالی که این نوشتار برای بررسی آن نگاشته می شود، اینست که آیا حکومت دینی حق دخالت و اعمال نظر درباره ی پوشش اجتماعی مردمش را دارد؟
شاید در نگاه اول پاسخ منفی مناسبترین پاسخ تلقی شود، چه اینکه پوشش را می توان امری سلیقه ای و مربوط به حوزه ی شخصی افراد دانست.
اما آیا واقعا این تمام آن چیزیست که می تواند در این مقام طرح و بحث شود؟
به نظر می رسد این جواب تنها می تواند یک طرف قضیه باشد و در طرف دیگر، ظرفیت طرح مسایل مهم و اساسی دیگری نیز وجود دارد. مانند:
1 –پوشش نمی تواند همواره به عنوان یک مساله ی شخصی صرف قلمداد شود. بلکه در کنار شخصی بودن از وجهه ی اجتماعی نیز برخوردار است. در واقع این دو از هم جدا ناپذیرند.
این یک واقعیت عرفی است که انتخاب نوع و مدل لباس تا اندازه ای (هرچند اجمالی) می تواند بیانگر شخصیت واقعی ما در اجتماع باشد.

2- در دنیای امروز، ما با کاربرد بسیار گسترده ای از مفهوم لباس و خود لباس مواجه هستیم و لباس علاوه بر پوشش تن انسان می تواند حاکی از یک نماد خاص برای انواع گرایشات انسانها نیز باشد. همانطور که در کشورهایی نظیر فرانسه زنانی که از حجاب روبند (به عنوان نماد یک مذهب خاص) استفاده می کنند، جریمه می شوند.(1)
3- حکومت دینی همانگونه که باید حافظ جان و مال افراد باشد، به همان اندازه یا حتی بیشتر باید حافظ فرهنگ ، اخلاق و معنویت افراد نیز باشد. به همین دلیل اگر حتی یک پوشش خاص بتواند تهدید کننده ی این موارد باشد، حاکمیت دینی این وظیفه را دارد که برخورد لازم را با آن پدیده داشته باشد.
تصور میکنم استفاده از یک مثال می تواند کمک شایانی در جهت انتقال این مطلب برساند.
کسی را فرض کنید که به یک بیماری خطرناک ویروسی و در عین حال مسری مبتلاست. حال این فرد با استناد به اصل آزادی فردی مدعیست باید بتواند آزادانه در جامعه رفت و آمد بکند و کسی هم مزاحم آزادی وی نشود.
مسلما هیچ انسانی یافت نمی شود که به چنین بیماری اجازه ی این اقدام را بدهد زیرا در وهله ی اول خودش را در معرض نابودی قرار داده و در وهله ی دوم سلامت جامعه را به خطر می اندازد.
در این موارد حاکمیت حق این را دارد که حتی با استفاده از زبان قدرت با چنین فردی برخورد کند.(2)

ادامه مطلب


طبقه بندی: + جامعه شناسی دین،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: حکومت دینی، لباس، پوشش، پوشش مناسب، پوشش نامناسب، ازادی، شخصی، اجتماعی، حکومت دینی و لباس مردم، حکومت دینی و پوشش مردم، حکومت دینی و برخورد با پوشش نامناسب، دین و سلیقه ی مردم، ممنوعیت حجاب، فرانسه، طرح امنیت اخلاقی در امریکا، جریمه زنان محجبه، طرح امنیت اخلاقی، لباس به عنوان نماد، ناتوی فرهنگی، تهاجم فرهنگی، فرهنگ دینی، اخلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 14 خرداد 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()



من امروز قصد دارم  پست این هفته خودم را ادامه پست قبلی ام قرار بدهم، تا با هم بتوانیم به یک نتیجه ای برسیم.بعد از آنکه گفتیم انسانها کارهایی انجام می دهند که دارای ارزش و قیمتی است که با ارزش مادی فرق می کند، به این سوال می رسیم که توجیه اینگونه ارزشها به چیست؟
چطور می شود اینگونه رفتارها را توجیه کرد (چون خیلی ها می گویند اینگونه کارها با منطق جور در نمی آید و بعضی برای رعایت ادب ،همین را به این عبارت می گویند: که این کارها فرا منطق است ) نظرات متنوع است ، یک یک آنها را ذکر کرده و نقدی هم بر آنها خواهیم داشت.


یکی از توجیهات فعل اخلاقی ،نظریه عاطفی بودن است . این نظریه می گوید رمز اخلاقی بودن کارهای بشر عاطفی بودن اوست به این معنی که کار اخلاقی کاریست که مبدا و محرک برای انجام آن کار،میل وعاطفه ای عالی تر از تمایلات فردی شخص است ، که عاطفه غیر دوستی نام دارد، در این حالت اینطور نیست که شخص فقط سرنوشت خودش برایش مهم باشد، بلکه سرنوشت دیگران هم برایش مهم است و این هم مراحلی دارد و گاه به جایی می رسد که فرد از اینکه به دیگران سود برساند، بیشتر خوشحال می شود تا به خودش، از اینکه بپوشاند خوشحال تراست تا بپوشد ،از اینکه بخوراند خوشحال تر است تا بخورد.پس انسان اخلاقی انسانی است که ،پا از دایره خود  بیرون گذاشته وبه غیر خود رسیده است.
این همان مسلکی است که، پایه اخلاق را محبت معرفی می کند و می گوید اخلاق، یعنی محبت. بخشی از این نظریه در میان همه ادیان مشترک است و شاید دینی نباشد که توصیه به محبت نکرده باشد، چنانکه در احادیث ما به این مضمون زیاد داریم که آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند  و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.1 و این مطلب ادامه دارد.

.......................................
پی نوشت:
برگرفته از کتاب فلسفه اخلاق شهید مطهری
1)نهج البلاغه،نامه3،ص921
«احبب لغیرک ما تحب لنفسک واکره له ما تکره لها»





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: فعل اخلاقی، فلسفه اخلاق، محبت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()


دین همواره از این ظرفیت برخوردار است که توامان از دو نیروی عقل و عشق بهره مند باشد. بر همین اساس است که یک دین موفق سعی می کند تا جان و دل پیروان خود را از این دو نیروی شگرف تا جایی که می تواند ، مملو کند تا یک متدین عاشق و عاقل داشته باشد.
با اینحال دین تنها زمانی می تواند به هدف خود دست یابد که علاوه بر معارض نبودن این دو با هم ، از اتحاد و یگانگی نیز برخودار باشند. به عبارت دیگر عقل یافته های عشق و دل را تصدیق کند و دل نیز یافته های عقل را. و در مواردی نیز عقل و عشق مکمل همدیگر باشند.
دین نام این تصدیق تقویت و تاکید شده را ایمان می گذارد. از نظر دین ، ایمان عملی اختیاریست که فرد در انتخاب آن و شدت و ضعفش مختارانه عمل می کند (1) همچنین ایمان از واقعیت مادی و ملموس برخوردار نیست بلکه مانند امید ، محبت و شکر واقعیتی روحانی یا نفسانی دارد. (2)
با عبارتی دیگر می توان ایمان را به « گرایشهای والای معنوی و فوق حیوانی انسان ، آنگاه که پایه و زیر بنای اعتقادی و فکری پیدا کند » تعریف کرد. (3)
حال باید پرسید و دید که ایمان با این تعریف و منشا چه کارکردی می تواند برای نوع انسان داشته باشد؟ به سخن دیگر ، دین با فراهم آوردن ایمان در پی رسیدن به چه اهدافی برای انسانها می باشد؟
در یک نگاه کلی می توان برای ایمان سه کارکرد مهم عنوان نمود :
1_ نهادینه کردن عقلانیت در وجود انسان:
همانطوری که ایمان در اصل وجود یافتن خود مرهون عقلانیت بود در بقا و ادمه ی حیات نیز نیازمند عقلانیت خواهد بود و « تجربه نشان می دهد جدایی این دو حتی جانشینی این دو از هم زیان بار است. به عنوان مثال ایمان ممکن است به خرافه یا تعصب کور و جمود ختم شود .» (4)
ایمان برای مصون ماندن از تحریف و انحراف همواره نیاز به یک پاسبان همیشه مسلح و صالح دارد چیزی که بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد و حق را از باطل و محکم را از متشابه .
به طور خلاصه اگر ایمان به ملاک و معیار نیازمند باشد (که قطعا هست) آن را چیزی جز عقل نمی توان دانست. این سخن بدین معناست که تنها انسانی می تواند مومن شود و مومن باقی بماند که همیشه و در هر حال عقلانیت را خصلت بنیادی خود کرده باشد.
2- ترسیم هدف و غایت:
ایمان از این توان برخوردار است که با ترسیم مقصد به حرکت انسانی جهت دهد و از گامهای انسان در مسیر کمال با نیروی عشق ، امید و حرارت پشتیبانی کند. تصور می کنم سخن راسل در کتاب اخلاق زناشویی را نیز می توان تاییدی برای غایتمندی در ایمان مطرح کرد : آنجا که می گوید :« کاری که منظور آن فقط در آمد باشد ، نتیجه ی مفیدی به بار نخواهد آورد. برای چنین نتیجه ای باید کاری پیشه کرد که در آن ایمان به یک فرد ، به یک مرام به یک غایت نهفته باشد.» (5)
3- تضمین سلامت روانی :
ایمان با ایجاد اطمینان و آرامش در قلب آدمی باعث می شود آدمی همواره از اضطراب و آسیبهای روانی به دور باشد. همچنین با القای بهجت و انساط درونی ، خوشبینی امیدواری و آرامش خاطر را در مومن ایجاد می کند و تاثیر مستقیمی در کاهش آلام و دردهای بشری دارد. (6)

منابع :
1_ عقلانیت ایمان ، هادی صادقی ، ص 291
2- راهی به رهایی ، مصطفی ملکیان , ص 158
3 مجموعه آثار شهید مطهری (انسان و ایمان) ، ج 1 ص 24
4- همان 36
5- اخلاق زناشویی ، برتراند راسل ، ترجمه ابراهیم یونسی ص 64
6- مجموعه آثار شهید مطهری (انسان و ایمان) ، ج 1 ص 48




طبقه بندی: + فلسفه دین،  + روان شناسی دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: دین، ایمان، عقل، دل، عشق، عاشق، عاقل، تعریف ایمان، ملاک ایمان، معیار ایمان، منشا ایمان، پیوند عشق و عقل، مومن، کارکرد ایمان، نقش ایمان، ایمان و انسان، عقلانیت و ایمان، عقل و ایمان، نسبت عقل ودین، تاثیر عقل و ایمان، انحرا ایمان، خرافه، تعصب کور، هدف ایمان، ارامش روانی ایمان، درمان بیماریهای روانی با ایمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()


پیامبران و پیشوایان دینی ما یك سلسله متون مكتوب برای ما به یادگار گذاشته اند كه ما از آنها به نام متون دینی یاد می كنیم.
به نظر می رسد در نسبت با این  متون دینی سه نوع رویكرد می تواند داشت:
رویكرد كتاب قانون
رویكرد نقشه
رویكرد یك طبیب

رویكرد اول(كتاب قانون) مخصوص فقهاست كسانی كه متولی تنظیم بایدها و نبایدهای دین هستند و در صدد هستند  باید و نباید های دین را آنگونه كه مورد رضای خداست از متون دینی استنباط كنند و به مردم ارائه كنند و از طرفی تلاش مجدانه ای دارند كه این باید و نبایدها مو به مو اجرا شود.
رویكرد دوم(نقشه) مخصوص فلاسفه و متكلمین است كسانی كه در صددند از زیر و بم این عالم با خبر شوند و جایگاه فیزیك و متافیزیك در عالم را از متون دینی استنباط كنند لذا گفته اند یكی از كاركردهای دین پاسخ گویی به سه سوال اساسی است  از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا می روم آخر ؟
رویكرد سوم (طبیبانه) مخصوص عارفان است افرادی كه تلاش می كنند جانهای بیمار مردم ،روح های مضطرب و مشتاق حقیقت را سیراب كنند و مرهمی بر زخم های مردم بگذارند .
تصور می كنم در كنار دو رویكرد اول، چیزی كه این روزها خیلی نیاز داریم رویكرد سوم است

انسان این دوران ،مضطرب است و ناامید ،سرشار از تشویش و تعارضات ذهنی و روحی است. انسانی كه مدام در حال تلاش برای رسیدن (بقیه در ادامه مطلب)
 

ادامه مطلب


طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: رویكرد دینی، تلقی فلسفی از دین، تلقی فقاهتی از دین، طبیب دوار، انسان امروز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391 | توسط : وحید | نظرات()


 

همیشه و همه جا ،در کوچه و بازار، در اقتصاد و فرهنگ، در دین و مذهب، از نیاز و نیازمندی بشر زیاد گفته می شود. اساسا خلقت بر اساس نیاز بوجود آمده است ، در نظام آفرینش تنها چیزی قابل بقاست که مورد نیاز بوده باشد و همان نیاز بودن ضامن بقای آن است.

 به عبارت دیگر تنها چیزی قابل بقاست،که اثر نیک و مفید نسبت به سایر اجزاء عالم و پیکره عالم داشته باشد که اگر بی خاصیت و بی اثر باشد، محکوم به زوال و فناست.هر چه را که احساس کنیم دیگر خاصیتی ندارد، آن را طرد می کنیم وهیچ چیزی از این قاعده مستثنی نیست.

قرآن کریم به زیبایی مثال می زند،می فرمایدفاما الزبد فیذهب جفاء واما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» آنچه بی اثر است و بی فایده، مانند کف روی آب است و آنچه مفید است و بر حق مانند سیل.

 کف از بین می رود اما آب باقی می ماند این قانون در بسیاری از حوزه ها قابل اجراست،که یکی از آن حوزه ها اجتماع است.هرموردی که نیاز اجتماع و مفید به حال اجتماع باشد و اجتماع را به سوی خیر و تکامل هدایت کند، در نظام خلقت باقی و برای اجتماع بشر محفوظ می ماند و اگر نیاز نباشد نمی توان آن را به زور نگه داشت این قانون خداست .

قرآن کریم می فرمایدانا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» می خواهد بگوید این قرآن، همیشه مورد نیاز بشر است ،بنابراین ما همیشه آن را محفوظ خواهیم داشت.

 اگر اسلام این قدرت را نداشته باشد که نیازهای جامعه بشری را رفع کند، امکان ندارد باقی بماند اما اسلام این توانایی را داشته و باقی خواهد ماند ، تنها وظیفه ما این است که این احساس احتیاج و نیاز را در بشر بیدار کنیم و این امر مورد نیاز را به بشر محتاج عرضه بداریم ، به همین مقدار کافیست ،نمی خواهد نگهدارش باشیم او خودش جای خود را باز می کند.

........................................................

پی نوشت ها:

 برگرفته شده از پانزده گفتار شهید مطهری ص 15 به بعد
1)سوره  رعد آیه 17
2)
سوره حجر آیه 9





طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
برچسب ها: اصل نیاز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()

در تاریخ ادیان گاهی به دسته ای از دین ها بر می خوریم که از آنها با عنوان ادیان خاموش یا مرده نام برده می شود. ادیان بین النهرین ، مصر باستان و ... را میتوان در این دسته قرار داد. (1)
وقتی از یک دین شناس سوال شود چه عاملی رقم زننده ی مرگ دین است وی می تواند در پاسخ دو نوع مرگ برای دین معرفی کند که هر کدام عاملی جدا از دیگری خواهند داشت.
1_ نوع اول : مرگ در عالم واقعی و خارجی
مرگی که از آن به خاموشی دین نیز یاد می شود و در مقابل ادیان زنده مطرح می شود که از پیروان قابل توجهی برخوردارند. (2)
دین شناس سعی می کند عامل مرگ یا خاموشی را در ارتباط با بحث منشا نیاز به دین و همچنین کارکرد دین جویا شود.
از نظر وی دین دو نوع کارکرد می تواند داشته باشد : (3)
1/1- کارکرد معرفتی یا جهان بینی : که دین سعی می کند همواره گزاره هایی را به عنوان حقیقت عالم خارج و انسان ، در اختیار پیروان خود قرار دهد
1/2 – کارکرد ایدئولوژیک : هر دین موظف است سیستم و برنامه ای ارایه کند که شخص متدین با عمل به آن ، به اهداف متعین دین دست یابد.
در واقع کارکرد دین را می توان در تعیین هدف و راه رسیدن به آن خلاصه کرد.
حال اگر یک دین در یک یا هردو کارکرد نتواند پیروان خود را قانع کند و باعث از بین رفتن وجهه ی خود شود باید گفت این دین به آخر خط رسیده و باید شاهد دفن خود در قبرستان ادیان باشد.
به تعبیر دیگر هر پدیده ای اعم از دین و غیر دین اگر نتواند نیازی از انسان برطرف کند یا سودی به او ببخشد محکوم به نیستی خواهد بود.
برهمین اساس است که علمای ادیان مختلف همواره سعی در تبیین و توجیه عقاید خود هستند تا به زنده بودن دین خود افتخار کنند.
2- نوع دوم : مرگ شخصی
فارغ از بررسی تاریخی و علمی مساله (مرگ دین) می توانیم از نگاه درونی و شخصی هم در جواب مساله اندیشه کنیم. و این بار با محور قرار دادن خود فرد و رابطه اش با دین به پاسخ مهم دیگری برسیم.
در این نوع نگاه هم ، مرگ دین محقق می شود منتها با این تفاوت که مرگ دین فقط در درون فرد و شخص واقع می شود با وجود اینکه هنوز در عالم خارج و  درون افراد دیگر زنده است.
این نوع مرگ در اثر فعالیت دو عامل خطرناک و سرطانی حاصل می شود.
2/1- جهل و ندانستن : گاهی می شود در ذهن یک متدین سوالاتی در زمینه های مختلف دینی شکل می گیرد ولی فرد به جای یافتن پاسخ و پرسش از دیگرانی که می دانند (4) سوال را تبدیل به شبهه می کنند و شبهه نیز در اعماق جان او قرار می گیرد و ریشه می دواند و همین مقدمه ای می شود برای مرگ دین در درون فرد دیندار.
2/2- سلسله ای از مسایل نفسانی : مانند اهمال و سستی ، پیروی از خواهشهای نفسانی و ضعف در عمل به برنامه های دین.
همه ی ما همواره شاهد افرادی بوده ایم که ادعای دین و  دینداری داشته اند اما در مقام عمل هیچ تناسبی با آنچه که می گفتند، نداشتند.
وقتی متدینی در عین اینکه می داند دین به او اجازه ی رباخواری نمی دهد ، ربا می خورد در واقع با عملش ثابت می کند که دین در او مرده است چرا که توان تاثیر گذاری و اعمال نفوذ ندارد.
همین معنا را می توان از قرآن کریم نیز استفاده کرد:
وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً (5)
و هرکس پس از روشن بودن راه حق بر او ، با رسول او به مخالفت برخیزد و راهی غیر طریق اهل ایمان پیش گیرد وی را به همان که برگریزیده واگذاریم و وی را به جهنم درافکنیم ، که آن بسیار بد منزلگاهی است.
با توجه به مطالب گفته شده تفاوت اساسی مرگ اول و دوم در اینست که در نوع دوم دین در واقع زنده است ولی شخص به واسطه ی رفتارهای خودش از نعمت دین بی بهره می شود.

منابع
1_ سیری در تاریخ ادیان زنده ی جهان ، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، ص 24
2- همان
3- آموزش عقاید ، علامه مصباح یزدی ، ص 32
4- بپرسید از اهل ذکر اگر نمی دانید ، قرآن کریم انبیا / 7
5- نسا /115





طبقه بندی: + فلسفه دین،  + روان شناسی دین، 
برچسب ها: مرگ، مرگ دین، ادیان خاموش، ادیان زنده، مرگ واقعی، مرگ شخصی، جهانبینی، ایدئولوژی، جهل، هوی هوس، قبرستان ادیان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()
پرسش:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام
به نظر شما برخی تعالیم اسلامی با روانشناسی در تضاد نیستش؟خوب ببینید الان در دانشگاه همینطوره که بعضی مباحث روان شناسی
متضاد با دستورات اسلام هستند دیگه مثال نمیزنم حتما خودتون خبر دارید.


پاسخ:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سلام خدمت شما دوست عزیز
به این پرسش نمیشه به صورت كلی پاسخ بدم ، ما قائل هستیم آنچه اسلام دستور داده  و به عنوان وظیفه برای انسان مشخص کرده  بر اساس مصالحی بوده كه در نظام خلقت قرار داده شده . بنابراین اگر فرض كنیم نكته ای در روانشناسی روز باشه كه تطبیق با نظر اسلام نكنه و یا در تضاد بادستور اسلام باشه، به نظر ما به خطا رفته است .
 چون این علوم بر اساس تجربه است زمینه خطا در آنها به راحتی تصور میشه و ممكنه سالهای بعد به این خطا پی برده بشه،لذا اگر شما موردی راسراغ دارید كه از دستورات مسلم اسلام باشه و با روانشناسی در تضاد هست نام ببرید تا بررسی کنم و در موردش بحث کنیم.
برای مطالعه بیشتر در این زمینه می تونید به كتاب معارف اسلامی مبحث جهان بینی علمی، نشر دانشگاه فردوسی و كتاب اصول و فلسفه و روش رئالیسم جلد یك مبحث ارزش معلومات مراجعه کنید تا دربارة جایگاه دانش تجربی نكات بیشتری را مطالعه فرمایید.
موفق باشید.






طبقه بندی: + روان شناسی دین، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 | توسط : طلبه پاسخگو | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
داغ کن - کلوب دات کام
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو