امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟



یکی از واژه هایی که امروزه معنی اکادمیک و علمی خود را از دست داده ، و به یک کلمه مبتذل و مورد طعن تبدیل شده است، واژه روشنفکر است .

اساسا برای روشنفکر تعابیر زیادی بکار برده شده ،که از آن جمله به کسی گفته می شود که دارای فکری روشن است ، و به خود آگاهی رسیده و یا به تعبیر جلال آل احمد کسی است که فارغ از تعبد وتعصب و بدور از فرمانبرداری کار فکری کند وقتی به این تعابیر رجوع می شود ، هیچگونه بار منفی ای در آن احساس نمی شود، پس چه چیز باعث شده که این واژه مورد طعن قرار گیرد.

باید بگویم ما دو نوع روشنفکر داریم :

1) روشنفکر وابسته ای  که شیفته غرب است و با تقلید کورکورانه و نه عاقلانه دنباله رو غربیان شده و با لاابالی گری ، بی قیدی ، سهل انگاری در دین و با گرفتن مدرکی معتبر از فرنگ ، سنگ آنها را به سینه می زند و ادای روشنفکران را در می آورد که از او تعبیر می شود به روشنفکر مقلد.

2) روشنفکری که درد دین دارد و با تجزیه و تحلیل عمیق مسائل ،جلو تر از زمان حرکت می کند ، معتقد است به «انظروا الی ما قال و لا تنظروا الی من قال» 1، بر این باوراست که «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان»2 ، و از همه مهمتر دو شاخصه یک روشنفکر را که یکی تفکر به معنی عقل نقاد ، و رسالت اجتماعی که وظیفه اش روشنگریست را داراست از این  روشنفکر تعبیر می شود به روشنفکر محقق و نه مقلد.

بدون تردید این گروه اول از جریان روشنفکریست که باعث لوث شدن  این کلمه شده است.

نظر شما چیه؟

....................................
1) اثبات الهداة شیخ حر عاملی ج1 ص50
2) اصول كافی ج 1 ص11 روایت3






طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: روشنفكر دینی، جریان روشنفكری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()

این روزها درسایت ها و شبكه های اجتماعی یك نام زیاد شنیده می شود:شاهین نجفی

نامی كه باعث رنجش خاطر میلیون ها شیعه شد.

قضیه از جایی شروع شد كه  عده ای با تشكیل كمپینی به نام كمپین امام نقی در فیسبوك شروع به ساختن انواع و اقسام طنز كردند؛جریانی كه  به باور ما شیعیان توهین به مقدسات شیعه بود و هست.

اخیرا خواننده ای به نام شاهین نجفی رپر معروف خارج نشین، ترانه ای ساخته با عنوان نقی كه موضوع بحث ها و گفتگوهای زیادی در فضای مجازی و حقیقی شده اس.

عده ای از موافقان این ترانه و این حركت، با اعتراض به حكم آیت الله صافی گلپایگانی معتقدند به اقتضای آزادی بیان هر كسی می تواند عقیده اش را ابراز كند.

مخاطب این پست من دقیقا این طیف از  افرادی هستند كه به نوعی از این خواننده حمایت كرده اند و من بدون اینكه  بخواهم در اینجا بحث فقهی و درون دینی  مطرح كنم تنها یك نكته اخلاقی را به عنوان یك انسان و یك ناظر این ماجرا و نه به عنوان یك شیعه مطرح می كنم :

اینكه اصلی در اخلاق و فلسفه اخلاق وجود دارد كه ما بدون وجود دلیل و ضرورت حق نداریم عواطف انسان های دیگر را جریحه دار كنیم و اگر بدون دلیل و ضرورت احساس انسانی دیگر را جریحه دار كردیم در واقع فعلی غیر اخلاقی را مرتكب شده ایم

ما فقط وقتی می توانیم تعادل  احساس و روانی دیگری را بر هم بزنیم كه
 اولا توان تشخیص مصلحت و مفسده آن فرد را داشته باشیم
 ثانیا این بر هم زدن تعادل دلیل محكمی داشته باشد

بگذارید با یك مثال مساله را روشن تر كنیم
 وقتی كه جوانی در گیر و دار یك عشق كور است و خانواده او با دلیل قطعی  مخالفت خود  را اعلام می كنند و احساس او را جریحه دار می كنند اما این ناراحتی موقتی به دلیل مصلحت بلند مدت این جوان است لذا مخالفت پدر و مادر مخالف قوانین اخلاق نیست چون دو شرط بالا را دارد

یا توجه به توضیحات و این اصل اخلاقی

تصور می كنم( به عنوان یك ناظر) قطعا كار این خواننده محكوم است چرا كه بی دلیل  وبدون ضرورت احساسات میلیون ها شیعه را آزرد خصوصا اینكه در میان شیعیان عنصر محبت بسیار پررنگ است و هر گونه توهینی به ائمه در واقع پا گذاشتن بر روی این عنصر مهم در وجود یك مسلمان شیعی است.





طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: شاهین نجفی، اخلاق، ضرورت اخلاقی، آیت الله صافی گلپایگانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | توسط : وحید | نظرات()


سلام دوستان عزیز

امروز که داشتم  فکر می کردم با خودم گفتم :خوبه امروز یک کمی درباره واژه ای  صحبت كنم که این سالهای اخیر خیلی روش مانور داده شده :پلورالیسم.

  نظریه ای  كه ، اولین بار توسط  جان هیک ،نظریه پرداز وفیلسوف دین مطرح شد.  

واژه پلورالیسم در مغرب زمین کاربردهای گوناگونی دارد: در سیاست ،فلسفه ،اخلاق ، دین شناسی  یا فلسفه دین ،هنر و..........به کار می رود .

پلورالیسم پدیده ای کاملا غربی ، و نگرشی برخواسته از فرهنگ مغرب زمین است که ما از آن تعبیر به کثرت گرایی می کنیم.

پلورالیسم دینی و معرفتی یعنی آن که ، اگر چه حقیقت واحدی وجود دارد که ثابت و مطلق است ولی هیچ انسانی حتی پیامبران را یارای دستیابی کامل به آن نیست ،هر کسی تنها بخشی از حقیقت را می تواند بشناسد ، بنابراین هر مکتبی قسمتی از حق را در اختیار دارد ، وکسی یا مکتبی حق ندارد از شناخت مطلق حقیقت سخن  بگوید و به اصطلاح برداشت خود را مطلق کند و یا از اعتقاد یقینی  سخن بگوید.

بگذارید  با یک مثال این ایده را روشن تر بیان کنم : چهار نفر نابینای مادر زاد را فرض کنید که جلوی  آنها فیلی ایستاده ، به آنها میگوییم این شی را توصیف کنید ، هر کدام قسمتی ازبدن فیل  را با آن  تصوری که از آن برایشان پیدا شده توصیف  می کنند ، همه آنها به وجود حقیقتی در خارج یقین دارند ،و همگی هم درست می گویند ، اما  چون هر کدام عضوی را شرح داده اند درکشان از دریافت حقیقت هم متفاوت شده است ، پس هیچ کدام نمی توانند  بطور یقینی ادعا کنند که تنها درک من از این پدیده درست است و از دیگران غلط.

به عقیده پلورالیستها نگاه به  دین همینگونه باید باشد،یعنی هر دینی قسمتی از دین راگرفته و به اندازه ی درکی که از حقیقت داشته، آن را ارائه کرده است و هیچ دینی نمی تواند با اعتقاد جزمی بگوید تنها من حقم و نه دیگر ادیان.

شک گرایی پشتوانه این  گرایش  است ،که امروزه هم در محافل فلسفی غرب بسیار رایج است ،و در  نهایت هم به اسکپتی سیزم(1) منتهی می شود. این گرایش به دنبال این است  که بگوید ما در دنیایی که در آن  زندگی می کنیم این طور نیست که تنها یک دین حق ، یک مذهب حق و یک نظریه حق داشته باشیم وکاملا اعتقاد جزمی را نفی می کند.

  با یک نقد اجمالی باید گفت ما دو مقام داریم :

1- مقام عمل ،به این معنا که باید با طرفداران مذاهب مختلف ،صاحب نظران گوناگون در فلسفه ها و علوم گوناگون برخورد مودبانه داشته، به انها اجازه داد  به طرح افکارشان بپردازند و از آن دفاع کنند ،این آن چیزی است که اسلام نسبت به سایر ادیان،بیشتر مورد توجه قرار داده است.

خداوند در قرآن می فرماید: «با یهود و نصارا و مجوس ،که اهل کتابند جز به نیکوترین وجه بحث و مجادله نکنید» (2)

2- مقام عقیده و باور:به این معنا که در دل و مقام عقیده و باور بگوییم ،بین یهودی بودن و مسلمان بودن فرقی وجود ندارد، زیرا هر یک بخشی از حقیقت را دارد ،بی شک چنین برداشتی با روح هیچ دینی سازگار نیست.

  آیا می توان گفت اعتقاد به توحید با اعتقاد به تثلیث یکی است .قرآن می فرماید:«ای اهل کتاب به تثلیث قائل نشوید از این گفتار شرک باز ایستید که برایتان بهتر است»(3)

وقتی اسلام با اعتقادات شرک آمیز چنین برخورد قاطعی دارد،چگونه می توان گفت اگر خواستی مسلمان باش و اگر نخواستی بت پرست یا مسیحی یا یهودی و این کیش ها با هم فرقی ندارند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت                                                                                                                                                                                        1)Scepticism
 2-عنکبوت \64
3- نساء \ 171





طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()


«شخصیت خودت را حفظ كن»

این جمله معروفی است كه معمولا به كسی  گفته می شود كه از چارچوب هایی كه جامعه برای او تعیین كرده خارج شده است.

یكی از دغدغه های معلمان حقیقی و فرزانگان عالم این معنا بوده كه استعدادهای انسانی شكوفا شود، در این بین، آن چیزی كه بیش از هر چیز جلوی این مساله را می گیرد توده ای شدن (Massification) است.اما توده ای شدن چیست؟

 بسیاری از ما، در موقعیت های مختلف، نقش های مختلف برای خودمان تعریف می كنیم و بر اساس آن رفتار می كنیم؛ یعنی وقتی در کلاس درس هستیم می‌گوئیم من معلم هستم و لذا باید معلمانه رفتار کنم، چنان رفتار کنیم که از معلمان انتظار می‌رود. وقتی می‌خواهیم چیزی بخریم باید خریدارانه رفتار کنیم. وقتی می‌خواهیم چیزی بفروشیم باید فروشنده‌وار رفتار کنیم.

بنابراین وقتی در یک اوضاع و احوال قرار می‌گیریم، یک نقشی بر خود بار می‌کنیم و بعد چنان رفتار می‌کنیم که از صاحبان آن نقش انتظار می‌رود. اما هیچ نمی‌گوییم من فارغ از اینکه معلم هستم یا دانش آموز، چه می‌طلبم و اگر خودم بودم و خودم چگونه رفتار می‌کردم، ما هیچ‌وقت اینگونه رفتار نمی‌کنیم. همه اینها نشان می دهد ما همیشه کلیشه‌ای رفتار می‌کنیم، یک کلیشه یا برچسبی بر خود می‌زنیم و بر طبق آن رفتار می‌کنیم و آنگونه رفتار می‌کنیم که صاحبان آن کلیشه رفتار می‌کنند و در این حالت آن چیزی كه در میان این همه «من های» كلیشه ای گم می شود «من» واقعی ماست.این حالت را توده ای شدن نامگذاری كردند.

از منظری دیگر هر انسانی دروجود خود 5 من دارد :
«من»‌ی كه واقعاً وجود دارد
«من»، آنگونه كه خودم تصور می‌كنم.
 «من»، آنگونه كه دیگران تصور می‌كنند.
«من»، آنگونه كه تصور می‌كنم دیگران تصورم می‌كنند
«من» آنگونه كه تصور می‌كنم كه دیگران تصور می‌کنند که من خودم آن تصور
را در مورد خودم دارم

در روند توده ای شدن من واقعی بی اهمیت می شود و سایر من ها اهمیت پیدا می كنند و ما مدام حواسمان به این است كه نكند رفتاری انجام دهم كه در شان من نیست 

ما درواقع داریم فیلمی بازی می‌كنیم كه دراین فیلم نقشی را كه ما باید بازی كنیم، دیگران تعیین كرده‌اند و این در حالی است كه ما هر چه بیشتر به سمت من واقعی خود حركت كنیم زندگی بهتری خواهیم داشت تا به سمت «من» هایی كه دیگران از ما می خواهند.

شاید لازم باشد بین خواسته خود و خواسته دیگران تفكیك كنیم.

پی نوشت :

1)حضرت علی علیه السلام روایتی جالب می فرماید:رضی الناس غایه لا تدرك :رضایت و خشنودی مردم هدفی دست نیافتنی است.





طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: توده ای شدن، نقش، كلیشه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 2 اردیبهشت 1391 | توسط : وحید | نظرات()


خوابگردی در اصطلاح پزشكی (somnambulism) انجام رفتاری است كه فرد از ماهیت آن رفتار آگاه نیست؛ در این حالت بدن بیدار و ذهن در خواب است. در این حالت ممکن است بیمار در خواب راه برود، بدود، لباس بپوشد، رانندگی کند، اشیاء را پرت کند، و حتی کسی را به قتل برساند.(1)
این اتفاق در سبك زندگی انسان ها و در ساحت باورها هم می افتد،اندیشه هایی داریم كه خود نمی دانیم منشا آن كجاست كارهایی می كنیم كه نمی دانیم بر چه اساسی است و نهایتا یك سیستم و یك سلسله عشق ها و نفرت ها و پیش داوری ها و تعصبات و نه گفتن ها و آری گفتن هایی داریم بدون آنكه كوچكترین اطلاعی از ریشه آنها داشته باشیم.
درست مانند کسی  که در خواب در حال راه رفتن و انجام فعالیتهایی است و خودش نمی‏داند که چرا این کارها را انجام می‏دهد. ما کم و بیش به این وضع دچار هستیم.
در واقع بسیاری از چیزها را بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، با این که اولاً نمی‏دانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم و ثانیا اگر بدانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، نمی‏دانیم که چرا بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم؟
در بعضی از موارد تحت تأثیر هیجانات و احساسات و عواطف قرار می‏گیریم و نمی‏دانیم که باید تحت تأثیر این احساسات و عواطف قرار می‏گرفتیم یا نه؟ و سازندگان این احساسات و عواطف وپدیدآورندگان این هیجانات با ما چه می‏کنند؟ همه اینها نوعی خواب‏گردی است.
برای رهایی از خوابگردی نوعی آگاهی نیاز است.آگاهی به این كه چه هستیم؟ كه هستیم؟ در چه منظومه ای می اندیشیم؟آیا زندگی دینی ما با زندگی مدرن ما سازگار است و این سازگاری را توانسته ایم به درستی ایجاد كنیم یا نه؟ بین باورهای ما و عملكردهای ما چقدر فاصله است و این فاصله را چطور می توان پركرد؟ آیا بین خودِ باورهای ما سازگاری هست یا نه؟ آیا  باور به گزاره x و باور ما به گزاره y متناقض هستند یا نه؟ بگذارید به یك نمونه اشاره كنم سوالی كه خیلی رایج است «چطور می شود خدا احاطه كلی به همه عالم داشته باشد و ذره ای در عالم مگر به اذن خدا حركت نكند و در عین حال انسان اختیار داشته باشد.»(2)البته جواب هایی برای این به ظاهر متناقض ارائه شده كه قابل تامل و بررسی است اما اصل بحث بر سر این تامل و درك موارد است.


ادامه مطلب


طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: خوابگرد، باور، تناقض، سازگاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 26 فروردین 1391 | توسط : وحید | نظرات()
دوستان عزیز
مطلب «حقیقت از کجا؟» را در دو نمودار در دو لینک زیر قرار دادم امیدوارم قابل استفاده باشه

ملاک های حقیقت 1

ملاک های حقیقت 2 
 




طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: ملاک حقیقت، سنت و سیره، زمان، ظن قوی، اقتدار و مرجعیت، منطق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 5 فروردین 1391 | توسط : وحید | نظرات()


یکی از تاکیدات جدی ادیان و فرزانگان عالم این بوده است که مفاهیم دینی و معنوی، باید به طور ملموسی در زندگی ما حس شوند نه اینکه فقط آنها را حفظ کنیم

هر یک از ما نسبت به مفاهیم دو حالت داریم:

حالت ناظر:وقتی است که با آن پدیده یا مفهوم درگیر نمی شویم و فقط در صدد مطالعه ای بیرونی هستیم مثل وقتی که یک دانشجوی مثلا حسابداری می خواهد کلیاتی از درس معارف را بداند و بگذرد ذهن او خیلی درگیر نمی شود بلکه یک سری مفاهیم را فقط حفظ می کند.

حالت عامل:وقتی است که ما با آن پدیده یا مفهوم درگیر می شویم و آن جز زندگی ما می شود برای مثال خیلی از افرادی که زبان آموز هستند این حالت را در خود ایجاد می کنند و گویا زبان انگلیسی بخشی از زندگی شان شده و در همه جای زندگی شان نمود داردسعی می کنند حتی انگلیسی فکر کنند در این نگاه فقط صحبت از یادگرفتن و گذشتن نیست و قضیه جدی تر است.

اما در مورد مفاهیم و پدیده های معنوی و دینی؛این مفاهیم و پدیده ها به محض اینکه تبدیل به فقط یک کیس مطالعاتی شد و رویکردی ناظر گونه پیدا کرد تمام لطف خود را از دست می دهد.

بگذارید مثالی بزنم

فرض کنیم غیر مسلمانی وارد مراسم شب قدر مسمانان می شود او تا درگیر و عامل نشود نمی تواند درک و استنباط درستی از این مراسم داشته باشد اما برای آن مسلمانی که درگیر مراسم است و ناظر نیست گریه معنایی خاص دارد، قرآن به سر گرفتن معنایی دارد ،سکوت معنایی دارد و...

به گمان خیلی از افرادِ ناظر شاید کارهایی که عرفا می کنند از روزه گرفتن ها، از شب زنده داری ها ،از سکوت ها و گوشه گیری ها همه این کارها عجیب باشد و جز مقولات خردگریز؛ اما برای آن عارف همه اینها معنا دار است و زندگی او را برایش هر لحظه لذت بخش تر می کند

بنابراین

برای درک معنویت و دین باید دست به کار شد و دست به تغییر ساحت وجودی زد ،سبک زندگی راعوض کرد تا آنها را آنطور که هست درک و احساس کنیم اتفاقی که در جامعه ما افتاده این است که خیلی ها تصور می کنند با مطالعه دین می توانند ،دیندار شوند در حالیکه دینداری یک روند و یک فرآیند عملی معرفتی است  





طبقه بندی: + سایر موضوعات، 
برچسب ها: عامل، ناظر، ساحات وجودی انسان، سبک زندگی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 13 اسفند 1390 | توسط : وحید | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic