امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: آیا دین چیزی جز محبت است؟
به اسم آزادی، علیه آزادی(تفسیر غرب از ...)




برچسب ها: حجاب، زن، آزادی، غرب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395 | توسط : علی سیدی | نظرات()



یکی از چیز‌هایی که مورد توجه اسلام است، مسأله‌ی آزادی انسان‌ها از تمام بردگی‌‌هاست؛ چنان‌که قرآن کریم فرمود: «الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ...وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیْهِمْ ...[اعراف/۱۵۷] آنها كه از رسول پیامبر امّی پیروى مى‏‌كنند؛ پیامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجیلى كه نزدشان است، مى‏‌یابند؛ آنها را به معروف دستور مى‏‌دهد... و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمى‏‌دارد...».

اسلام؛ باز‌کننده‌ی زنجیر‌های انسان‌‌ها
دین اسلام، زنجیر‌ها را از دست و پای انسان‌ها،‌ باز می‌کند:
- زنجیر جهل و نادانى؛ از طریق دعوت پى‏‌گیر و مستمر به علم و دانش.
- زنجیر بت‏‌پرستى و خرافات؛ از راه دعوت به توحید.
- زنجیر انواع تبعیضات و زندگى طبقاتى؛ از طریق دعوت به اخوت دینى و برادرى اسلامى، و مساوات در برابر قانون.[۱]
و می‌توان گفت که یکی از زنجیر‌هایی که اسلام، از دست و پای انسان‌ها باز می‌کند، «زنجیر بردگی» است که در ادامه به این موضوع می‌پردازیم.
ادامه‌ی مطلب





طبقه بندی:  شناخت دین،   جهان بینی و ایدئولوژی،   دین پژوهی ،   روشن فکری،   كاركردهای دین،  دین در دنیای مدرنیته،   نواندیشی دینی،  + جامعه شناسی دین،   فرهنگ دینی،   دین اسلام،  + گفتگوی دینی،   اتاق فکر، 
برچسب ها: اسلام، آزادی بردگان، علم و دانش، توحید، برادری اسلامی، بردگی، آزادی،
مطالب مرتبط: گروه اینترنتی رهروان ولایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 29 بهمن 1394 | توسط : عبدالله جوانمرد | نظرات()

حجاب

مساله «حجاب» یک دستور دینی است که به جهت اهمیت فوق العاده و نقش آن در اجتماع، فرهنگ، اقتصاد و سیاست، همواره یک مساله جنجال‌برانگیز و پرهیاهو بوده است. به طوری که مخالفان و دشمنان اسلام آن را نوعی محدودیت و عقب‌ماندگی معرفی کرده و آن‌را نوعی ظلم در حق زن دانسته‌اند و جالب‌تر این‌که دل‌سوزانه خواستار آزادی برای زنان محجوب ما از این زندان و محدودیت می‌شوند. 

برای این‌که دریابیم که آیا حجاب مانع آزادی و نوعی اسارت است؟ یا عین آزادی و نوعی امنیت است؟ باید ابتدا حقیقت و جایگاه وجودی زن را بررسی کنیم، سپس میزان نقش حجاب را در آزادی و یا اسارت او بررسی کرد.



ادامه مطلب


برچسب ها: آزادی، زن، حجاب، اسارت، غرب زدگی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

حجاب

برای این‌که دریابیم که آیا حجاب مانع آزادی و نوعی اسارت است؟ یا عین آزادی و نوعی امنیت است؟ باید ابتدا حقیقت و جایگاه وجودی زن را بررسی کنیم، سپس میزان نقش حجاب را در آزادی و یا اسارت او بررسی کرد


ادامه مطلب


برچسب ها: زن، حجاب، آزادی، انسان، اسارت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()


سلام

بعضی‌ها که احساس می‌کنند باید آزاد باشند و آزادی حق آن‌هاست، خود را از دین دور می‌کنند و دین را مانع آزادی و امری محدود می‌دانند و از دین گریزان می‌باشند و با شعار آزاد اندیشی از دین گریزانند.

در این رابطه باید بگویم انسانی که به علم طب آشنائی دارد در انتخاب نوع غذا دقیق می‌شود و با وجود محدودیت‌هایی که برای او به وجود می‌آید آن‌ها را طبق موازین خاص استفاده می‌کند و در قبال آن طریق سلامت و نجات خود را انتخاب می‌کند. در مورد چارچوب دین هم چنین چیزی وجود دارد. آری اگر زندگی انسان بر اساس لذت زودگذر مادی بود، بی بند و باری را می‌توانست تحمل کند ولی انسان به دنبال سلامت و نجات و سعادت است و هدف او تکامل است و برای رسیدن به این امور باید چارچوبی را متصور شویم. البته حتی کسانی که طرفدار لذت مادی محض هستند باز هم محدودیت‌هایی را از طریق قوانین باید بپذیرند.

هر چند تأمل در وحی و حقیقت انسانیت باعث یک نوع قید و شرط در دین می‌شود ولی آنچه از منابع اسلامی استفاده می‌شود این است که نیروی تفکر را نه تنها محدود نکرده بلکه آن را از عبادات بزرگ به حساب می‌آورد و نیز مکاتب الهی به ویژه اسلام ابزارهای شناخت و تحصیل را در اختیار بشر قرار داده است.

اسلام نه در موضوعات فکری محدودیت دارد و نه افراد خاص را دعوت به تفکر می‌کند بلکه همگان را به تفکر در آفاق و انفس دعوت می‌کند.

گوته با نگاهی کلی به اسلام به اکرامان می‌نویسد: آنچه از قرآن و متون اسلامى ممكن است نوعى محدودیت براى تفكر و اندیشه تلقى شود، نوعی راهنمائی و ارشاد است.به این كه متفكر باید از هرگونه غرض ورزى و تخیلات و هوس ها در تفكر اجتناب نماید.

برای تبیین مطلب آزادی و محدودیت باید بگویم آزادی سه معنا دارد:

1- آزادی به معنای ولنگاری:در این آزادی قانونی برای انسان وجود ندارد.

2- آزادی در محدوده قانون: در این آزادی برای انسان احترام قائل شده است و آزادی هائی در محدوده قانون وجود دارد.

3- آزادی از امارت نفس: آزادی انسان برای رهائی از چنگال شیطان.

دین فقط آزادی به معنای ولنگاری را محدود می‌کند.

بنابراین محدودیت هائی که دین ایجاد می‌کند برای نجات انسان است و محدودیت امری طبیعی است که در مورد همه قوانین وجود دارد حتی قوانین مادی لذت گرا. 





طبقه بندی: + جامعه شناسی دین، 
برچسب ها: آزادی، محدودیت‌، اسلام، تفکر، ولنگاری، قانون، امارت نفس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()


سلام دوستان عزیز

گفتیم یکی از دیدگاه هائی که در مورد نیاز به دین وجود دارد، دیدگاه حداقلی می باشد. این دیدگاه هم از طرف دانشمندان غربی و هم از سوی روشنفكران مسلمان مطرح گردیده است.

گروه دوم از كسانی كه دیدگاه حداقلی را پذیرفته‌اند روشنفكران مسلمان می‌باشند.

دیدگاه مهندس بازرگان:

ایشان می‌گوید: نباید انتظار داشت كه دین برای ما اساسنامه‌ها و آئین‌نامه‌ها یا قوانین شسته و رفته كامل درباره ایدئولوژی (بایدها و نبایدها) حكومت، اقتصاد، علوم و فنون، پزشكی، بهداشت به دستمان داده باشند یا بدهند[ ؛ و همچنین می گوید: احكام اجتماعی اسلام برای تقرب انسان به خداست نه تحقق عدالت اجتماعی

ایشان برای اثبات مدعای خود به هفت دلیل تمسك نموده است:


ادامه مطلب


طبقه بندی: + فلسفه دین، 
برچسب ها: نیاز به دین، دیدگاه حداقلی، روشنفكران مسلمان، مهندس بازرگان، اخلاص، بی اعتقادی، آزادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()

آزادی بیان را می توان از اصول و حقوق مسلم و غیر قابل انکار انسان امروزی و حتی دیروزی عنوان کرد. به گونه ای که تمدنها و فرهنگهای مختلف اعم از الهی و بشری ظهور و ادامه ی حیات خود را مدیون همین اصل بنیادین می دانند.
در مورد آزادی بیان از جهات متعددی می توان بحث و گفت و گو کرد از تعریفش گرفته تا مبانی ، شرایط و..... اما آنچه من در پی آن هستم بررسی آزادی بیان به لحاظ حوزه های وروری آنست.
در یک تقسیم بندی کلی می توانیم سه حوزه ی ورودی برای آزادی بیان تصور کنیم:
1 – حوزه ی فردی و خصوصی : به این معنا که فرد یا افراد دیگر برای خود این حق را قایل باشند که نسبت به مسایل خصوصی افراد دیگر آزادانه اظهار رای و عقیده کنند. مثلا آقای x به خودش این اجازه را بدهد که در مورد علایق موسیقیایی آقای y وارد شود و حتی قضاوت ارزشی هم بکند.
به طور مسلم ابتداءً هیچ عقل سلیمی به مشروعیت و مقبولیت این عمل حکم نمی کند زیرا علاوه براینکه با آزادی فردی انسانها تعارض برقرار می کند، اصولا امکان ورود برای اصل آزادی بیان در چنین مواردی وجود ندارد.
2- حوزه ی اجتماعی : به این معنا که افراد بتوانند آزادانه در مورد ریز و درشت مسایل مختلف اظهار نظر کنند بی آنکه حتی صحت و سقمشان سنجیده شده باشد.
گمان می کنم بیشترین تنش در آزادی بیان در همین حوزه واقع می شود . چرا که از طرفی مبانی آزادی بیان مانند کرامت انسانی و..... اقتضا می کند افراد از این حق برخوردار باشند ، و از طرف دیگر مسایل و واقعیتهای جامعه ظرفیت بروز و ظهور هر نوع اندیشه ای را ندارد. چه اینکه گاهی آنجا که اندیشه ای برخلاف جو غالب جامعه باشد ، می تواند اظهار آن رای ( فارغ از صحت و بطلانش) جامعه را به انواع التهابات و اضظرابها وارد کند و آرامش خیل عظیمی از شهروندان را سلب کند. حال آنکه برخورداری از آرامش و امنیت فکری و روانی افراد در جامعه جزو اساسی ترین نیازها و حقوق هر شهروند محسوب می شود.
در واقع تعارض و تضاد بین دو حق واقع می شود: 1-  حق آزادی فردی و 2- حق برخورداری اهل جامعه از آرامش فکری و روانی در محیطهای اجتماعی.
قطعا گزینش هرکدام از این دو نیاز به دلیل و مبنا دارد. اما اگر ما مبنا را بر اساس عملگرایی (پراگماتیستی) واقع کنیم باید همواره به دنبال منافع و مصالح جامعه باشیم. که در نتیجه در اغلب موارد ناچار به سلب حق آزادی بیان فرد به جهت حفظ امنیت روانی افراد کثیر جامعه خواهد شد. البته این نه به این معناست که فرد دیگر از تفکر خود و ابراز آن دست بردارد، بلکه منظور اینست که صرفا باید در این حوزه ی اجتماعی از ابراز آن پرهیز کند.
البته گاهی هم اتفاق می تواند بیفتد که طبق همان اصل عمل گرایانه ، حق آزادی بیان فرد را بر حق آرامش روانی جامعه مقدم کنیم. مثلا آنجا که جامعه در یک تاریکی محض فرو رفته و فردی برای نجات آن سرشار از ایده های روشنی بخش باشد.
3- آزادی بیان در حوزه تخصصی : به این معنا که افراد در موضوعاتی که تخصص دارند وارد شوند و آزادانه در انجمنهای تخصصی مربوطه اظهار رای و عقیده کنند. مثلا یک فرد سیاسی در فضای تخصصی سیاسی از این حق برخوردار باشد که تفکر و ایده ی خود را در خصوص مسایل اداره کشور ، حاکمیت و .... آزادانه بیان و دفاع کند.
یقینا این نوع آزادی همواره باید برای همه ی افراد محرز و ثابت باشد. چرا که دقیقا با فلسفه و مبانی آزادی بیان تطابق کامل دارد.
نتیجه گیری:
 1 - آزادی بیان در حوزه ی اول نمی تواند حقی برای افراد دیگر محسوب شود.
2- در حوزه دوم با معیار قرار دادن منافع و مصالح جامعه در نهایت حکم به نسبیت کردیم هرچند در اکثر موارد نمی توان امنیت روانی جامعه را فدای حق یک فرد کرد.
3- در مقام سوم نیز به آزادی بیان افراد متخصص در انجمن های تخصصی حکم یقینی شد.




طبقه بندی: + فلسفه دین،   فرهنگ دینی، 
برچسب ها: آزادی بیان، آزادی، بیان، حوزه های آزادی بیان، حوزه فردی، حوزه خصوصی، کرامت انسانی، حوزه اجتماعی، حوزه تخصصی، عمل گرایی، پراگماتیستی، منافع جامعه، تعارض دو حق، حق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()
داغ کن - کلوب دات کام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات